بررسی هنر فرش ایران از آغاز تا دوران معاصر

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

توجه : این فایل به صورت فایل ورد (Word) ارائه میگردد و قابل تغییر می باشد


 بررسی هنر فرش ایران از آغاز تا دوران معاصر دارای 68 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی هنر فرش ایران از آغاز تا دوران معاصر  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

فهرست

1- پیشگفتار    1
2- مقدمه    2
3- تاریخچه    7
4- ساسانیان    12
5- دوران اسلامی    15
7- سلجوقیان    20
8- مغول و تیموریان    22
9- صفویان    25
10- عصر جدید (افشار – قاجار – پهلوی)    29
11- دوران معاصر    34

پیشگفتار:
با سپاس از خدای مهربان كه همیشه در كنارم بوده و بنده را مورد لطف و عنایت قرار داده است؛ جمع شدن این مطالب و نوشتن این كتاب با كمك های عظیم پروردگار میسر شده است.
باز از پروردگارم كمال تشكر را دارم كه مردی بزرگوار را در جلوی راهم قرار داد، تا بتوانم بعد از كمك از او از این مرد نازنین كمك بخواهم.


مقدمه
می توان ایران و روح ایران را در سه چیز كلی بشناسیم
1) در هنر ? قالی بافی
2) در صنعت ? كاشی
3) در شعر ? رباعی
اما این را هم می دانیم كه همیشه و در همه ادوار مختلف ایرانیان ذوق و سلیقه قابل ستایشی را داشته اند كه تنها این سه گزینه بلكه بسیاری از هنرهای دیگر معرف این سخن است.
البته آن چیزی كه همه ما ایرانیان به آن بالیده و آن را شناسنامه این سرزمین نازنین می دانیم چیزی جز قالی و فرش های ما نمی تواند باشد.
قالی، میراث گرانقدری است كه از دیرباز به جا مانده و در شناسنامه ملت ما، مهر تأیید خورده است. از این رو حفظ و بالندگی به این میراث نه یك «تفنن» بلكه یك «وظیفه» است.
ما مردم ایران زمین باید در جهت رشد و ارتقاء این میراث گرانقدر همیشه كوشا باشیم.
یكی از بزرگترین آثار فعالیت بشری، هنر و هنرمند بودن است. هنر و هنرمندان ایران زمین یكی از بزرگترین و شایسته ترین سرمایه ها و افتخارات این كشور بوده اند. زیرا نه فقط ثروت بلكه حیثیت برای آن به وجود آورده و دوستان بسیاری و خواهان زیادی در همه ادوار برای ایرانیان به وجود آورده اند و امروزه همه كشورهای جهان كه از تمدن خوبی برخوردارند از مجموعه آثار این مردم هنرمند و كارهای هنری ایران در مجموعه آثار هنری خود استفاده می برند.
قالی بر كف سنگها و مرمرهای تالار كاخها.
قالی بر كف كاهگل كلبه ها و كومه ها
همه جا به شكل باغی نمایان است كه گل ها و درختان و ... خود را می آراید و همه دلها و چشم ها را به دنیایی دگر كشانده و به سمت تفرج گاه سوق می دهد.
منظره این تفرج گاه ها كه برروی قالی نشسته و نمایان است تا حدی برای مردم این مرز و بوم آشناست. زیرا فرهنگ و تمدن ما ایرانیان با اینگونه طرحها و نقش ها عجین شده است.
هر گلی و هر طرحی از این تفرج گاه، انعكاسی از گل های آن باغی است كه در آبادی های سرسبز روئیده اتند.
انعكاس این طرحها تا ژرفای جان آدمی خطور می كند.
از قلب و جان و روح آدمی می گذرد و در بطن و سرشت او می نشیند و جای دل انگیزی باز می كند.
قالی ایران ? هرگاه از آن سخنی به میان می اید آن طبع لطیف بافنده را بیان می كند، زیرا ساخته و دست پرورده زحمتكش ترین و رنجكش ترین مردم ایران زمین اند. كه از دل و جان و سرپنجه های بخشنده بافنده برگرفته و نشإت می گیرد.
در واقع همین دل و جان لطیف و دستهای بخشنده است كه چهره افتخار ملت ما ایرانیاین را بر صفحه روزگار حك كرده است. زیرا مشخص ترین چیزی است كه معرف فرهنگ و تمدن كهن ایران زمین است. قالی هنری است زنده و گویا، كه بیانگر دل و صفای روحانی بافنده را نشان می دهد.
هنری است در حد آدمی كه همیشه یكپارچگی و همبستگی خود را حفظ كرده است.
هنری است كه از جزء به كل سوق داده می شود.
و گره ها از كنار هم نشستن به یك كلیت زیبا و اصیل می رسند.
هنری است كه در خلوت با آدمی صحبت می كند و با آنها زندگی می كند. بعضی از این مردم بر این باورند كه قالی از افسانه های گذشتگان تأثیر گرفته است.
قالی را می توان گفت كه باغی است البته باغی از رنگها و نگاره ها كه بر كف زمین گسترده است.
نه تنها قالی را باید دوست داشت بلكه باید بدان خو گرفت و چشم و دل و جان را باید به گرمای آن سپرد.
نام دیگر قالی را می توان به دست آفریده های پرنقش و نگار ایرانی نام نهاد.
همه این دست آفریده های پرنقش و نگار ایرانی با تلاش و كوشش زنان و مردانی است كه با شوریدگی نگاره ها و گرمی رنگ دل های پاك ممزوج شده است.
همه این دست بافته های خلق شده بیانگر مطلبی ارزشمند و والا می باشد و راه و رسم كهن و دیرینه را بیان می دارد. می تواند به نوعی احساسات بافنده را در شرایط مختلف بیان دارد. می تواند بسیاری از سمبل ها و نشانه ها را برای ما روشن سازد.
از طرفی دیگر می تواند بیانگر سنت و تمدن هر قومی باشد. وقتی به درون مایه این دست بافته ها می پردازیم مشاهده می كنیم كه بیانگر تاریخ هنر و فرهنگ ایرانی می‌باشد.
این قالی ها مانند آئینه ای جلوه گری می كنند و تمام زوایای زندگی هر قوم را بازگو می كنند.
پس می توان گفت كه هنر اصیل قالیبافی ایران با فرهنگ كهنسال این مرز و بوم پیوند ناگسستنی دارد.
هنر قالیبافی را یكی از مردمی ترین هنرهای روی زمین به شمار آورد. كه نه تنها یك هنر است بلكه سرمایه عظیم كشورمان نیز محسوب می شود.
در دروه های اولیه مانند عیلام و ماد و سلوكی و اشكانی ?    در فرش و قالیبافی نمونه اسناد و مدارك و سوابقی در دست نیست.
مثلا ما راجع به قالیبافی در زمان سلوكیان (129-312 قبل از میلاد) و راجع به قالیبافی در زمان پارتها (170 قبل از میلاد تا 226 بعد از میلاد) ? سوابق و مداركی در دست نداریم. البته با آگاهی داشتن از اینكه فرش در طول زمان و بر اثر آب و هوا و دما و گذشت زمان و گرد و خاك فرسوده می شود و از بین می رود.

(تاریخچه)
قالی بافی یكی از بهترین و برجسته ترین هنرهای ایران زمین است. قدمت این هنر به عصر مفرغ می رسد. قالی بافی، در آغاز، در میان قبایل چادرنشین و صحراگرد بوده است كه عمده ترین كارشان گله داری بوده است. آنها از پوست گوسفند به جای زیرانداز استفاده می كردند برای راحتی و گرما و یا به روش درهم تندین الیاف گیاهی و پوست درختان و شاخ و برگ درختان و بوریا زیرانداز تهیه می كردند. (عصر حجر در حدود 30 هزار سال پیش).
در حفاریهایی كه در سال 1950 در غاری نزدیك دریای خزر تكه هایی از پارچه بافته شده از پشم گوسفند و مو بز بدست آمد. (كه مربوط به 6500 سال پیش از میلاد مسیح است.) ?البته با روش آزمایش كربن 14 به این نتیجه رسیدند.
دوك و خامه هایی در خانه های اولیه فلات ایران در حفریات بدست آمد كه تاریخ آن به 5000 سال پیش از مسیح است. ?    (نوسنگی)
بافندگی پارچه های طرح دار به شكل 2 پودی در سال 1000 پیش از میلاد مسیح بدست‌امده است. انسان های اولیه وقتی از پوست گوسفند و بوریا استفاده كردند و چون دیدند كه زود از بین می رود به فكر افتادند تا چیز بهتری از آن بسازند و مورد مصرف قرار دهند. بعد از گذشت زمان زیادی از پشم گوسفندان ابتدایی ترین بافت را انجام دادند و آن هم به صورت نمد بود.
بعد از گذشت زمان های زیادی آمدند از پنبه استفاده كردند و از آن تارهای پنبه ای ساختند و مشغول به بافتن گلیم شدند البته گلیم های ابتدایی (گفته می شود بافتن گلیم تا 1500 سال قبل از میلاد تكامل یافته بود.)
ازجمله شواهدی كه در باره قالیبافی پرزی ایران از حفریات بدست آمده تكه های فرشی است كه از شهر نوین اولا (سال سوم پس از میلاد) و لولان (متعلق به پیش از سده چهارم میلادی). كه هر دو در خاور ایران و در مغولستان امروزی هستند.
قدیمی ترین قالی موجود در جهان ?    قالی پازریك می باشد (Pazirik) این قالی به عنوان پوشش اسب به كار می رفته و مربوط به زمان هخامنشیان است. در هر سانتی متر مربع 36 گره دارد. اندازه این فرش 83/1×2 متر می باشد. گره ها از پشت فرش زده شده.
دارای حاشیه های متفاوتی است ? حاشیه بیرونی آن نقش مكرر كوچكی است كه جانور افسانه ای بالداری را نشان می دهد. پس از آن یك ردیف سوار می ایند كه یك در میان پا بر اسبی نشسته و یا در كنار آن در حال راه رفتن می باشند. سپس یك ردیف گوزن خالدار و باز همان نقش مكرر جانور بالدار دیده می شود. پس از آن متن است كه از چند ردیف موازی گلهای چهاربرگی تشكیل شده است. در میان این نقش ها بویژه مردانی كه بر كنار اسب راه می روند نقش های تخت جمشید را به یاد می آورند.
رنگ هایی كه در این فرش به كار رفته است از سرخ تیره، سبز، آبی و زرد كمرنگ و نارنجی می باشد.
از این گذشته، در حدود چهل سال پیش یك تكه قالی به وسیله هیئت اكتشافی به رهبری كوزلف (KUZLOV) در نوئین اولا (Nouin-oula)‌ زیر قشر یخ ها در سیبری پیدا كردند. گره این قالی تنها دور یك تار گره خورده است و بافتی بسیار فشرده دارد. رنگ آن آبی سیر می باشد. (اما تكه های قالی كوچكتر از ان است كه بتوان نقش آن را معین كرد. (این تكه های قالی در جعبه لاكی تاریخداری نهاده بودند كه تاریخ ان معادل سال سوم میلاد است.)
به غیر از این نمونه ها می توانیم به نوشته ها و مداركی كه به جا مانده اند رجوع كنیم. در یكی از قدیمی ترین این نوشته ها كه از آن به گزه نوفون xenophon سردار و مورخ یونانی و شاگرد سقراط است. اشاره به قالی روی هم رفته  مبهم است و نمی توان به قطع گفت كه سخن از همین نوع بافتنی كه امروزه هست می رود.
بنا بر نظر یكی از پژوهشگران معروف به نام دیماند ? (Dimand) در فرش پازیریك تركیبی از دوران باستان (هخامنشیان 559-321 قبل از میلاد.) ?  هم زمان با پیدا شدن و كشف قالی پازیریك (واقع در دامنه جنوبی جبال آلتای سیبری) در مقبره شاهان سكائی، در دویست كیلومتری جنوب شرقی بی ایسك (Biisk) و هشتاد كیلومتری مرز مغولستان خارجی در نقطه یا به نام پازیریك (Pazirik) و در میان یخ‌ها ? توسط مردی به نام رودنكو (Rodenko) باستان شناس نامدار روس، در پانزده سال پیش كشف شده است و گفته می شود كه این فرش به دوره هخامنشان برمی گردد.
ویژگی های این قالی ایرانی و كشف دوران ساز به قدری اشكار و واضح است كه هیچ جای تردید و ابهامی را باقی نمی گذارد.
با كشف چنین فرشی، قدمت و پیشینه فرشبافی از نظر اسلوب بافت ? (گره بافته شده پرزدار) به بیش از 2500 سال پیش می رسد.
پرفسور رودنكو در كتاب معروفش به تاریخ فرش گره خورده پرزدار به ویژه فرش ایران می پردازد.
رودنكو در كتاب خود به ایرانی بودن این فرش می پردازد و اشاره می كند كه:
«شیوه گره زدن دم اسب ها و كامل آنها شبیه ایرانیان است.» و «نقش گوزن ها از تیره گوزن زرد خالدار ایرانی است.» و «صف مردانی كه به همراه چارپایان از پی یكدیگر می ایند نمایانگر شیوه های هخامنشی و آشوری است.» پس به این ترتیب جای هیچ شك و تردیدی وجود ندارد كه فرش دستباف به صورت امروزی، اكنون كه در خانه ها از ان استفاده می شود حداقل ترقی 2500 ساله دارد.
در واقع، اگر چنین فرشی كه در 25 قرن پیش با آن اسلوب پیشرفته به كمال رسیده است، باید پذیرفت كه این اسلوب تكمیل شده و كمال یافته چند قرن سنت قالی بافی را پشت سر گذاشته تا به این درجه از تكامل رسیده است. پس می توان نتیجه گیری كرد كه ? فرش دستباف كمتر از سه هزار سال قبل نمی تواند باشد.

دوره ساسانیان (226 م – 652 م / 31 هـ)
در سال 224 بعد از میلاد مسیح، سلسله ساسانیان، قلمرو حكومتی ایران را بدست گرفت – سلسله ساسانیان از سلسله هیا قدیمی منطقه پارس بود كه نسبت خود را به هخامنشیان می رساندند. در سلسله ساسانی به اثار هنری مختلفی كه بسیار ارزشمند است برخورد می كنیم كه از آن جمله می توان آثار بافندگی با پارچه های الوان و پرنقش است و می توانیم یگانه فرش این دوره را مثال بزنیم كه جز نوشته هایی دیگر، نه تصویری و نه اثری از خود آن باقی مانده است.
در این دوره از زندگی انسانها، نمونه قابل لمس و مشهودی از فرش های این دوره تا به حال برجای مانده است و چیزی جز برخی از توصیفات در كتب و نوشته های كهن و قدیمی باقی نمانده است.
ازجمله فرش هایی كه در این دوره گفته می شود بافته شده است، نمونه قابل ذكری است كه متأسفانه اثری از آن در دست نیست این قالی كه به (چهارقالی) معروف است، نمایانگر و نشان دهنده چهار فصل سال بوده است – البته در جای دیگر آمده كه داری نقشی بوده است كه نمایانگر باغی آراسته با گلها و پرندگان و جویهای آب روان قالی روا با قالی بهارستان یكی می دانند.
این فرش با توصیفاتی كه در نوشته های متفاوت از آن یاد شده است، دارای تار و پودی ابریشمین، كه به انواع گوهرهای رنگارنگ از قبیل (یاقوت، مروارید، لعل و سایر سنگهای قیمتی) كه از هرگونه زر و سیم و زرق و برق استفاده برده اند. همه این موارد در دوره ساسانیان كه در 14 قرن پیش بوده است نشان دهنده تكامل صنعت و هنر قالی می باشد. اندازه این فرش بر اساس نوشته های مختلف موجود است: درازا و پهنای آن هر یك سی گز بوده است.
در جای دیگر گفته شده است كه اندازه این فرش 90×90 پا بوده است و حدود 2 تن وزن آن بوده است. در قسمتی دیگر اشاره می كند به این كه فرش مذكور حدود 400 متر مربع مساحت داشته است.
قالی بزرگ خسرو انوشیروان كه با طرح باغ مورد استفاده بر كف تالار بزرگ كاخ تیسفون بوده است. در جای دیگر اشاره دارد به این كه این فرش برای خسروانوشیروان بافته شده كه تا زمان یزردگرد سوم در موارد گوناگونی در قصر مدائن از آن استفاده می شده است.
در جای دیگر گفته می شود كه قابل باوركردن نیست این فرش پرزدار برروی زمین گسترده باشد چون چنین فرشی به ظاهر نمی تواند گستردنی باشد. در جای دیگر بر وجود قالی در زمان ساسانیان آمده است كه به روایت های گوناگون آمده است كه بر تخت طاقدیس خسروپرویز این قالی كه نمودار چهار فصل بوده، گسترده می شده. در دوره حكومت ساسانیان فرشبافی مانند بسیاری از هنرهای دیگر از اعتبار و ارزش بالایی برخوردار بوده است كه حتی از صادرات قالی های ایران به چین یاد كرده اند و در نوشته های چینی از این فرش ها یاد شده است. این نوشته ها و سالنامه چینی سویی در سال 590 تا 617 میلادی است كه قالی را در این نوشته ها جزء كالاهای فرآورده ایران نام برده است. هم چنین قالی ایران یكی از اقلام غنایمی جنگ بوده كه جنگ خسروپرویز با رومیان، كه منجر به شكست خسروپرویز و پیروزی رومیان بود، رومیان توانستند پس از غارت و تصرف دستگرد به ‌چنگ آوردند.
در جای دیگر در تاریخ طبری از ابوجعفر محمدبن حریر طبری در سال
(حدود 226 – 310 هـ . ق) آمده است كه: «بساطی ]فرشی[ یافتند دیبا، شصت ارش، اندر شصت ارش...».
«...كه یك قالی بسیار عالی كار ایران موسوم به بهار خسرو در قصر تیسفون به طول 450 قدم و عرض 90 قدم موجود بوده است...»
در جای دیگر در تجارب الامم از ابوعلی مسكویه (320-421 هـ . ق) چنین آمده است كه:
«شصت گز در شصت گز به گستره یك گریب در نقش آن راه ها می دیده كه از نگاره های گوناگون پدیده شده بود و جویباری از گوهرها در بافت آن له كار برده بودند و دیزی كه در میانه به چشم می خورد بر كناره های آن گشتزاری بود،  سرسبز و پرگیاه. بر آن نگاره هایی كاشته بودند كه در خور زمستان بود. آن گاه كه گل ها بروند. هرگاه میگساری می خواستند، بر آن یم نشسته و گفتی كه در بوستان به بزم نشسته اند. زمینه فرش زربفت بوده و نقش است.»
سلسله ساسانیان در قرن هفتم توسط غلبه اعراب بر ایران منقرض شدند – جای تعمد و تأسف بسیاری است كه هنگام غارت پایتخت طوس اعراب فرش معروف بهارستان نیز مورد غارت آنها قرار گرفته و تكه تكه شده و میان آنها پخش شده است.

دوره پس از اسلام «دوره اسلامی»
با ظهور دین مبین اسلام و فروپاشی نظام پرشكوه ساسانیان هنررفرشبافی كه بیشار توسط اشراف حمایت می شد، دچار ركود شد.
امروزه نمونه های ویژه ای از فرش سده های نخستین دوران اسلام در دست نیست (تا پس از قرن 9 هجری). ولی به اعتبار نوشته هایی در دست است و وجود فرش‌های ایرانی را در آن موقع آشكار می سازد.
در كل مطالب قالی بافی ایران در اوایل تسلط و حكومت اعراب تا حدودی دچار ركود شد. چون اعراب برخلاف هنر سفالگری كه در آن بسیار موفق بوده اند به فن و حرفه فرشبافی اهمیتی ندادند، كه می تواند به چند دلیل بوده باشد:
1- دلیل نژادی 2- دلایل اقلیمی 3- عدم نیاز به فرش و زیرانداز 4- از همه مهمتر این كه دین اسلامی، دینی بود كه تجملات را نمی پسندید و همیشه ساده بودن و ساده نشینی را توصیه می كرد.
این ركود و توقف در بافت و تولید فرش های ایرانی در زمان خلفای تجمل پرست اموی و عباسی كمتر می شود زیرا این شاهان برای تزئین كاخهای افسانه ای خود می بایست از قالی و فرش های ایران استفاده نمایند. كه حتی برای مثال ? در مآخذ تاریخی می توان به هدایا و تحفی كه برای خلفا برده می شود از قالی ایران نام برد.
محمدبن احمد مقدسی جهانگرد و جغرافیدان عرب (336 – 380 هـ . ق) در كتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم به وجود و رواج فرش در خوزستان اشاره كرده است و بر «فرش های خوب» و «عالی» در شوشتر و فسا تأكید می كند.
ابواسحاق ابراهیم بن محمد اضطحزی در كتاب مسالك الممالك كه از سده چهارم هجری خبر می دهد.
نوشته است: «از جهرم افكندیهای نیكو خیزد و از غندجان ... بساطها و بردهای نیكو و ...».
ابن حوقل در سفرنامه اش صوره الارض، بر فر شهای خوب در فارس تأكید داشته است و آنها را با فرش های مشهور طبری و طبرستانی مقایسه می كند.
مؤلف تاریخ سیستان نیز ضمن ذكر واقعه ای در سال 261 قمری، از یعقوب لیث، و دسترسی او به گنجینه قلعه ابن واصل در خرقه فارس گزارش داده است:
«... ز آنجا همی درم و دینار و فرش و دیبا و سلاح قیمتی واوانی ]ظرفها[ زرین و سیمین برگرفتند.»
در كتاب زین الاخبار (تاریخ گزدیزدی) مربوط به قرن پنجم قمری، تألیف ابوسعید عبدالحی گردیزدی، عباراتی آمده به عنوان زیرانداز ? مانند قالی و گلیم و محفوری كه دست بافته ای است شبیه گلیم منسوب به شهر محفور.
كتاب دیگری كه مؤلف آن ناشناخته است و تا همین اواخر از وجود آن اطلاعی در دست نبود، كتاب حدودالعالم من المشرق الی المغرب است كه مربوط به سال
372 هـ . ق است. در این كتاب از دست بافت هایی چون فرش و گلیم و پلاس و زیلو و جوال و بوریا و حصیر در شهرهای مختلف ایران نام برده شده است.
كتاب ارزشمند دیگری به نام تاریخ بیهقی (385-470 هـ . ق) كه ابوالفضل بیهقی مؤلف آن از جمله هدایایی كه علی بن عیسی از خراسان برای هارون الرشید فرستاده است اشاره می كند:
«... دویست خانه قالی بود. ...»
لفظ قالی در نوشته ها و كتاب ها در قرن سوم هجری رایج شد. احمد بن یحیی بلاذری در كتاب فتوح البلدان كه در قرن سوم هجری تألیف شده است، می نویسد:
«چون ارفیاغس پادشاه ارمنستان بمرد، زنش به پادشاهی رسید كه او را قالی می‌نامیدند و هم او شهر قالیقار را ساخت و آن را قالی قاله نام كرد كه معنی آن احسان قالی است.»
علامه دهخدا همین مطلب را زیر واژه قالی در لغت نامه ]یاقوت حموی (اوایل قرن هفتم هـ . ق)‌إ‹‌معجم البلدان و از حمدالله مستوفی (750 هـ . ق) در «نزهه القلوب»[ نقل می كند.
«... در قالی قالا فرش بافته می شود كه آن را قالی نامند و قالی نسبت اختصاری است به شهر قالی قلا و شهری است در ارمنستان...»
در وصف مجلسی كه مسعود غزنوی در سال 428 هجری برپا داشته بود، نوشته اند كه:
«این صفه را به قالی ها و دیباهای رومی بیاراسته بودند». خاقانی شیروانی، در نیمه دوم قرن ششم هجری، قطعه یا از قالی نام برده است:
چون مرا سندس است و استبرق     شـاید از قالـی مـرندی نیست
ابن بطوطه، در قرن 8 گزارش ااقمت خود در ایذه – از محال بختیاری – نیز گفته است كه در مجلس اتابك افراسیاب قالی سبزرنگی در برابرش گسترده بودند.
در جای دیگر باید اشاره ای داشته باشیم بر نوشته های جهانگردان، در باره فرش های ایرانی:
جهانگرد چینی ?  هوانگ تسانگ ?از مهارت بافت قالی ایرانیان سخن گفته است.
المستنصر ?    خلیفه عباسی ? از قالی های مصوری كه به صور انسانی است با كتیبه های پارسی یاد می كند. حدود العالم ?    از باقته ها و فشر های سیستان – بخارا – فارس سخن به میان به میان اورده است.
مقدسی ? جهانگرد و جغرافیدان عرب ? به فرش‌های خوزستان و قاینات اشاره دارد.
تاریخ بیهقی ?    اشاره دارد به تحفه هایی كه برای هارون الرشید بود توسط فردی به نام علی بن عیسی دویست قالی بوده است.
معجم البلدان ? از قالی ها و دست بافته های آذربایجان سخن گفته است.
خاقانی ? به قالی های مرند اشاره كرده است.
ابن بطوطه ? از فرش های ایذه در خورستان یاد می كند.
ابن خلدون ?    از فر شهای گیلان سخن گفته است.
پس نتیجه می گیریم بر این اساس فرش بافی در دوران اسلامی نیز وجود داشته ولی پادشاهان و خلفا به آن اهمیت و بها نمی دادند.
 
سلجوقیان:
تركان سلجوقی در سال 416 شمسی مساحت زیادی از خاك ایران را به تصرف خود درآوردند. سلاطین بزرگ سلجوقی نیز در قرن های یازدهم و دوازدهم بر ایران حكومت كردند و در آذربایجان و نواحی مركزی و غربی ایران مستقر شدند.
این سلاطین سازنده بودند و حامی هنر به خصوص نقاشی و خوشنویسی و آنها نتوانستند امكانات موجود در هنر قالیبافی را درك كنند. این دوره عقاید و فرهنگ مردم رشد خوبی داشته و روشنفكرانه بوده است ? همه این عوامل باعث شد كه این هنر نیز رو به پیشرفت رود، ولی باید متذكر شویم، این هنر و حرفه بین مردم روستاها و افراد قابل رواج داشته است.
با آمدن تركان به ایران تهاجم زبان و فرهنگ آنان نیز به سرزمین ما آورده شد و با فرهنگ و هنر ایران زمین مفروج گردیده و همه اینها باعث شد كه طرحهای قالی نیز در برخورد فرهنگی متأثر از طرحهای سلجوقی شود. امروزه می توان گفت از فرش های اریانی مربوط به این دوره اثری در دست نیست.
از نمونه فرش هایی است كه در مسجد علاءالدین در قونیه (پایتخت سلجوقیان) دیده می شود.
در كل می توان گفت مجموعه كاملی از قالی های آن زمان در مساجد بزرگ سلجوقی در شهرهای قونیه و بای شهیر (تركیه)یافت شده است. نقش قالی ها عموما مشتمل بر زمینه یا متنی وسیع واقع در میان قابی كه معمولا از حاشیه سه بخشی به وجود آمده است.
قالی های متعلق به قرون هشتم و نهم هجری قمری به وسیله بخشی از مینیاتورها به ما معرفی شده اند. رنگ آمیزی این گونه فرش ها را تعداد معدودی رنگ نسبتا خالص زینت می یابد.
بعد از رواج نخستین نقش های حاصل از حاشیه های رنگین و انگاره‌های جناغی شكل، مشاهده می كنیم كه متن قالی ها را ردیف های مكرر و پیچ و تابداری از دو طرح متناوب، كه انگاره ای درهم پیچیده مانند سطح كاشی منقوش را به وجود می‌آورد، تزئین یافته اند.
نوع دیگری از نقش های قالی در این زمان وجود دارد كه این نقوش اقتباسی زاویه دار را از نقوش مشابهی بوده است كه با خطوط منحنی در پارچه بافی به كار می‌رفته است.
 
دروان مغول و تیموری (771-911 هـ . ق)
رونق و شكفتگی قالی بافی ایران تا زمان حمله مغول ادامه می یابد و پیش می رود ولی با هجوم و حمله سپاهیان مغول در قرن سیزدهم توسط چنگیزخان و هلاكوخان مغول، قالی بافی مانند سایر فعالیتهای هنری تا مدتی متوقف می شود و در آن دوران همه چیز با خاك یكسان می شود. بدترین دوره نزول فرش و این هنر بوده است. پادشاهان ایلخانی مردانی بزرگ و فرهنگ پرور بودند. در اواخر قرن سیزدهم غازان خان پایتختی را بنا نهاد كه این پایتخت بسیار پرشكوه بود به نام شام در حومه شهر تبریز. در تالارها و قصرهای خود برای پوشاندن كف آنها فرش های فارسی بافتی را گسترده بود.
در هنگام تسلط تیمور لنگ بر سرزمین ایران (در حدود 600 سال قبل) بسیاری از ویژگی های هنری ایران دچار تغییرات شدند. فرهنگ و هنر چینی در هنرهایی نظیر نقاشی و مجسمه سازی نفوذ كرد و كار آنها به مرز كمال رسید.
در زمان تیمور لنگ ?    او چنان سرگرم مبارزات و جنگ های خود بود كه فرصتی برای رسیدن به هنر قالیبافی نداشت. ولی در زمان حكومت فرزند وی به نام شاهرخ همیت زیادی به این حرفه دادند. و قالی های خوبی در این زمان تهیه شد. چنین فرش هایی در مینیاتورهای قرن 15 ترسیم شده است.
با مشاهده مینیاتورهائی كه از بهزاد نقاش معروف در بوستان سعدی و خمسه نظامی و ظفرنامه (شرح فتوحات تیمورلنگ) می توان به دگرگونیهای قالی در این دوره دست یافت و آنها را درك كرد.
قالی بافی و بعضی دیگر از هنرها در اواخر حكومت تیموریان مخصوصاً در زمان حكومت شاهرخ و فرزندش بایسنقر در نهایت كمال و اهمیت بودند.
در جاهای گوناگونی آمده است كه بخش مهمی از ثروت افسانه ای را كه تیمور بدست آورده بود از راه غارتگری فرزندان و نوادگانش چون شاهرخ، بایستقر، الغ بیك و سلطان حسین بایقرا در راه پیشرفت هنر ایرانی مصرف كردند.
در دوره تیموریان شهرهایی كه پایتخت بودند: ? مانند: سمرقند – بخارا – شیراز و به ویژه هرات از مراكز مهم قالی بافی ایران بوده اند.
بعد از تیموریان سلسله های قره قویونلو و آق قوبونلو در غرب ایران حكومت را در دست گرفتند و پایتخت خود را در شهر تبریز قرار دادند.
یكی از حكام كه مردی روشنفكر بوده فردی به نام اوزون حسن از سلسله آق قویونلو بود (1469-1478) در كاخ خود از قالیهای سنگین و گرانبها استفاده می كرده است.
سفیر جمهوری ونیز ? در دربار اوزون حسن واقع در تبریز در سفرنامه خود به این موضوع اشاره می كند، این مرد توضیحاتی در باره قالی های كاخ می دهد كه بعضی از آنها ابریشمی بوده است. اما باید گفت متأسفانه فرشی از این دوره باقی نمانده است. ?    زیرا ماده قالی ها چون از پشم و نخ و ... تشكیل می شود و بر اثر گرد و غبار و حرارت و ... از بین می رود.
در نیمه قرن هشتم هجری، در باره قالی بافی شهر سبزوار، روایتی از تیمور لنگ در دست است كه بیشتر به افسانه شبیه است تا حقیقت. زیرا به نظر می رسد در مورد قالی بافی این شهر اغراق شده است. او هنگام محاصره شهر سبزوار، در كتاب منم تیمور جهانگشا گفته است:
«... به من گفته بودند كه در سبزوار، سیصد هزار كارگر در كارخانه های قالیبافی به كار مشغول هستند و آنحا بزرگترین مركز قالیبافی دنیا است من نمی توانستم باور كنم كه سبزوار سیصدهزار كارگز قالیباف داشته باشد ولی می دانستم كه در دنیا مكانی نیست كه بیش از سبزوار در آن قالی ببافد.
اگر این گفته تیمور حقیقت داشته باشد. آمار قالی بافی شهر سبزوار در آن عهد و روزگار قابل تأمل است.

عصر صفویه: (907 – 1135 هـ . ق)
در سال 1499 پس از گذشت هفت قرن حكومت بیگانگان، سلسله جدیدی در ایران تأسیس شد. دوره صفویه اوج و شكوه هنر قالیبافی در ایران است تا حدی كه به آن عصر طلایی قالیبافی و دیگر هنرهای آن زمان می گفتند. قالیبافی در دوره صفویه دوره درخشانی داشت و به مرز كمال رسید. هنرمندان این دوره به خلق آثاری دل انگیز و زیبا پرداختند كه هرگز همتایی نداشتند. در این دوره قالی بافی از حالت یك پیشه روستایی و چادرنشینی به مقام یك حرفه با اهمیت در كارگاههای شهری تغییر كرد و تولید و تجارت و صدور آن به كشورهای اروپائی شروع شد.
در این زمان سه پادشاه حكومت كردند ? به نام های: شاه اسمعیل – شاه طهماسب – شاه عباس. حمایت این سه سبب شد تا صنعت قالی بافی به رشد و پیشرفت یسیار خوبی دست بابد. در زمان سلطنت شاه عباس قالی بافی به حد اعلای خود رسید و شهرت جهانی پیدا كرد.
در زمان شاه اسماعیل و شاه تهماسب تبریز بزرگترین مركز قالی بافی ایران بود. مراكز دیگری در شهرهای: كاشان – همدان – شوشتر و هرات بود.
شاه عباس سهم بسزایی در شكوفایی هنر قالی بافی داشت زیرا او با تأسیس كارگاه های قالی بافی در جوار قصور سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه بافندگان را مستقیماً زیر نظر داشت تا از كیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. به دستور شاه عباس، هر كانون بافت فرش باید فرش را به شیوه خود ببافد تا ویژگی های اصالتی و هنری فرش حفظ شود.
شاه طهماسب ?  در كار طراحی فرش دست داشتند.
در زمان سلطنت شاه عباس اول تغییری در سلیقه عمومی مردم روی داد. بسیاری از استادان قالی بافی به جای كرك و پشم، (ابریشم) به كار بردند و برای اجرای نقوش تخیلی و پرتجمل رنگهای ملایمتر را انتخاب كردند، و با استفاده از تارهای زر و سیم در بافت قالی بر جلا و تابش رنگهایش افزودند. باید گفت از ربع اول قرن دهم هـ . ق به بعد تخیل آفریننده قالیبافان ایرانی اندك اندك رو به انحطاط گذارد.
برای نخستین بار در این دوران، نظارت بر بافت قالی مرسوم شد و مأموران دولتی موظف به بازرسی و نظارت بر بافت فرش ها شدند تا اصالت آنها حفظ شود و محصولی بی عیب و نقص كه گواه بر خلاقیت و ابتكار و دقت و هویت ملی و فرهنگی كشور باعث، عرضه گردد.
در این دوران رنگرزها در كارگاههای خود تار و پود و الیاف قالی ها را رنگ آمیزی می كردند.
قالی بافان در كارگاهها زیر نظر اساتید و طراحان به بافت قالی می پرداختند و برای نخستین بار تجارت قالی به كشورهای دیگر رایج شد.
طراحان، طرح هایی می كشیدند كه هركدام به نوعی شاهكار بوده است. ازجمله طرحهای آن دوره می توان از نقشه های لچك ترنج – شاه عباسی - گلدالنی – شكاری – باغی
همه اینها دست در دست یكدیگر دادند  و باعث شدند كه هنر و حرفه فرشبافی به بهترین نقطه عصر خود برسد.
در این زمان جهانگردان خارجی بسیاری به ایران آمدند ? از جمله آنها:
برادران شرلی – تاورنیه – شاردن. همه این جهانگردانم در نوشته های خود از فرش های این دوره یاد كرده اند و آنها را ستوده اند.
در این دوره فرش هایی بافته شده است كه امروزه زینت بخش موزه های مختلف جهان است.
ازجمله ? فرش پازیریك
فرش اردبیل
فرش لهستانی (پولنزه)
فرش چلسی
فرش شكارگاه و ... كه هركدام در جای خود بی نظیر است.
بعد از مرگ شاه عباس و فاصله بین مرگ شاه عباس و غلبه افاغنه برای مردم ایران یك دوران زوال و هرج و مرج و شكست بود.
جانشینان شاه طهماسب و شاه عباس نتوانستد علاقه ای را كه اسلاف و سلاطین به هنر قالی بافی ابراز می داشتند حفظ كنند. درنتیجه حمایت خود را از طراحان و قالی بافان كه در خدمت شاه عباس بودند دریغ كردند. در این موقع كه قالی بافی دچار یك آشفتگی و بی نظمی شد و اصالت همیشگی خود را از دست داد.
سرانجام در سال 1722 میلادی شاه سلطان حسین آخرین پادشاه این سلسله، پایتخت و سلطنت خود را به مهاجمان افغانی تسلیم كرد و این دوران پرشكوه به طرز ننگینی پایان یافت.
دوران جكومت كوتاه ولی خونین سران افاغنه چیزی را كه از حرفه قالی بافی باقی مانده بود نابود كرد.
 
عصر جدید (افشاریه – زندیه – قاجاریه – پهلوی)
قالی بافی ایران از پایان دوره صفویه تا پایان سال 1300 هجری شمسی با شورش افغان ها و انقراض سلسله صفویه در ایران، كشور بسیار هرج و مرج شد. امنیت و امكانات و رفاه برای قالیبافان از میان رفت. شاهان و پادشاهان ذوق هنری خود را از دست داده بودند و بافندگان و هنرمندان دیگر مورد تشویق و تحسین آنها قرار نمی گرفتند. از طرف دیگر قالی بافی به علت اقتصاد ضعیف ایران، دیگر رونقی نداشت البته باید متذكر باشیم كه جنگهای جهانی و بین المللی اول و دوم بازار پررونق فرش ایران را در زمان صفویه با ركود ناگهانی روبرو ساختند و باعث شدند بسیاری از كارگاههای بافت تعطیل شوند.
نادرشاه برای رسیدن به انسجام و یكپارچگی در كشور توانست افغان ها را شكست دهد و هند را فتح كند. تمام این امور باعث شد كه نادر فرصتی برای روی آوردن به مسائل هنری ازجمله قالیبافی نداشته باشد.
این خفقان در این دوران مشهود است. كم كم با ایجاد آرامش و امنیتی كه در كشور توسط افشاریه ایجاد شد اعتبار این هنر (فرشبافی) را در دوره زندیه بیشتر شد و بیشتر مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت ولی در كل هنر فرشبافی در زمان افشاریه و زندیه رونقی پیدا نكرد و این مهم تا سلسله قاجار نیز ادامه داشت. ولی باید توجه داشته باشیم كه كارشناسان معتقدند كه ذوق هنری و خلاقیت و ابتكار هرگز از میان ایرانیان از بین رفت. در این دو دوره مداركی بر احیای قالی بافی موجود نیست              در این دو دوره قالی بافی به پائین ترین سطح خود تنزل كرد.
بعد از مرگ كریمخان، سلسله زندیه متلاشی شد و سلسله قاجاریه تأسیس شد
? در این دوره ایران صلح و نظم و امنیت خوبی را پشت سر گذاشت و همه این امور زمینه مساعدی را برای احیا و زنده كردن این هنر، حرفه و صنعت پدید آورد. اما باید متذكر شویم كه هیچ وقت شكوفایی فرشهای دوره صفوی را نداشته و حتی نسبت به فرش های آن دوره، سیر نزولی و افولی داشته ایم كه این سیر نزولی در اواخر دوره صفویه نیز دیده می شود. منظور از سیر نزولی این است كه ابتكار و اختراع در این حرفه و صنعت از میان رفت.
این روند نزول در عصر قاجاریه با شتاب بیشتری ادامه داشت. (بعلت اینكه هنرمندان و صنعتگران مورد تشویق و تمجید قرار نگرفتند.) با مشاهده دو دوره مختلف به این نتیجه می رسیم كه با تشویق و تمجید فرمانروایان از هنرمندان و صنعتگران دوره ركود از میان می رود و مسیر شكوفایی و رشد طی می شود.
3 تن از پادشاهان این دوره الف: فتحعلیشاه ب: ناصرالدین شاه ج: مظفرالدین شاه
در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه ?     تاریخ جدیدی در هنر قالی بافی ایران آغاز شد. تولید و تجارت فرش اهمیت پیدا كرد. فعالیتهای تجاری برای صادرات انجام می شد كه بیشتر در تبریز بود این فعالیتهای تجاری باعث شد كه كشورهای خارجی شعباتی را در ایران و در شهرهای مختلف برپا كنند.
در ایران نیز ? مردمانی بودند كه مرفه الحال بودند و داشتن قالی را برای منازل خود  وسیله رفاه میدانستند كم كم به خریدن فرش ها اقدام كردند. توسط خریدهای داخلی و خارجی بازارهای فرش رونق می گیرد.
در همین دوران بوده كه مسافران و سیاحان زیادی به ایران می آمدند بخصوص اروپائیان ? كه وقتی به مرغوبیت و دوام فرش های ایرانی پی بردند به خرید و جمع آوری آن اقدام می كردند. همه این امور دست در دست هم دادند و باعث شدند كه تجارت خانه های اروپایی و امریكائی برای برطرف كردن نیاز بازارهای خود شعباتی را در ایران تأسیس كنند. این شركتهای چندملیتی عبارت بودند از:
-    شركت انگلیسی – سوئیسی «زیگلر» كه نخست در سال 1878 میلادی در تبریز و سپس در اراك و سلطان آباد تاسیس شد.
-    شركت ایتالیایی – انگلیسی «برادران كاستلی»
-    شركت ایتالیایی – انگلیسی، روسی و آلمانی «قالی مشرق زمین» با سرمایه گذاری بین المللی.
-    شركت «انگلیسی – یونانی «شركت شرق لندن» در كرمان.
در همین حین بوده كه كشور تركیه نیز بازار خوبی را برای فروش قالی های ایران داشته است.
در عصر قاجاریه عمده ترین مراكز بافت قالی: تبریز و كرمان و اراك و نواحی اطراف آن، سلطان آباد و اكناف آن كه قالی های اراك در این دوره به سه نوع بافته می شوند: قالی ممتاز «ساروق»
قالی درجه دوم: «محل»
قالی درجه سوم: «مشگاباد»
در این دوره از كیفیت طراحی فرش ایران كاسته شد زیرا اعمال سلیقه و دگرگونی طرح ها، اصالت ها را نادیده گرفته است.
طرح های امریكایی كه خواسته های امریكائیان را در بر داشته و تحت عنوان «باب امریكا» بوده است.
طرح های فرانسوی كه باعث دگرگونی و تغییر در طرح اصیل فرش ایرانی شده بود.
در این دوره فرشبافی از لحاظ جنبه تجاری اهمیت داشته و دیگر از نظر جنبه هنری مطرح نبوده است.
استفاده از گره های جفتی و بی گره بافی در این عصر مشاهده می شود و استفاده از رنگهای آنیلینی معروف به جوهری كه شیمیایی بوده اند و ارزان قیمت و فرار در این عصر دیده می شود.
با بحران اقتصادی پیش از جنگ جهانی دوم و محدودیت ورود قالی ایران به كشورهای اروپایی و امریكایی، شعبه های شركتهای خارجی در ایران برچیده شدند و دیری نپائید كه فرشهای ایرانی به اصالتهای گذشته خود با همت هنرمندان توانست بر جایگاه اولیه خود برسد.
در دوره پهلوی شركت های چند ملیتی به كارشان خاتمه دادند. در این دوره مراكز جدیدی تاسیس شدند ازجمله:
1)    موسسه قالی ایران
2)    مدرسه صنایع مستظرفه
3)    هنرستان عالی اصفهان
4)    شركت سهامی فرش ایران
در دوره پهلوی مانند دوره های پیشین، هنر و صنعت فرشبافی در حد و اندازه های دوره صفوی در سده دهم و یازدهم كه به اوج شكوفایی خود رسیده بود، نرسید.

وضعیت قالی بافی در سال های معاصر:
در هفتاد سال گذشته تجارت و صنعت و تولید هنر فرش در ایران پیشرفت و رشد خوبی كرده است. البته باید متذكر شویم كه رشد و پیشرفت آن هیچ گاه به صورت یكنواخت نبوده است و در این سال ها دچار نوسانات زیادی گردیده و بحران ها و پستی، بلندی های زیادی را پشت سر گذاشته است.
در دوران معاصر، سازمان ها و ارگان های بسیار زیادی در زمینه فرش و قالیبافی ایجاد شده اند. این سازمان ها ومؤسسات و ارگان های دولتی از قبیل:
 وزارت بازرگانی ? با داشتن واحدهایی مانند شركت سهامی فرش ایران، مركز توسعه صادرات، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، سازمان نمایشگاه های بین المللی، كمیسیون نرخ گذاری میز فرش، وزارت جهاد كشاورزی با زیرپوشش قرار دادن كلیه قالی بافان روستایی كشور و ایجاد شركت های تعاون قالی بافی و كمیته های صنایع روستایی و اتحادیه های تعاونی و مركز تحقیقات فرش و واحدهای سازمانی در زمینه فرش در تهران و مركز استان ها، وزارت تعاون با ایجاد شركت های تعاونی قالیبافی و اتحادیه های مرتبط، وزارت صنایع با استقرار سازمان صنایع دستی ایران و مؤسسه استاندارد و سازمان میراث فرهنگی كشور و دفاتر پژوهش های فرهنگی، وزارت علوم، تحقیقات و فن اوری با دراختیار داشتن پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و گشایش دانشكده های هنر و كارشناسی و كاردانی فرش در تهران و برخی از مراكز استان ها در قلمرو فرش و قالیبافی مشغولند. علاوه بر این ارگان ها و سازمان های حرفه ای و صنفی از قبیل اتحادیه صنف صادركنندگان فرش ایران، اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران، موسسات اوقافی مذهبی و امور خیریه از قبیل آستان قدس رضوی، كمیته امداد امام، سازمان بهزیستی و بالاخره شركت های عدیده تولیدكننده پشم، نخ و ابریشم كه در این زمینه اشتغال دارند...

 

«فهرست منابع و مأخذ»
1-    آموزگار، ژاله، تاریخ اساطیری ایران، سمت، تهران، 1380، چهارم.
2-    آمیه، پیر، تاریخ عیلام، دانشگاه تهران، تهران، 1372، اول.
3-    اسدیان خرم آبادی، محمد، باورها و دانسته ها در لرستان و عیلام. وزارت فرهنگ و آموزش عالی مركز مردم شناسی ایران، تهران، 1358، اول.
4-    اسماعیل پور، ابوالقاسم، اسطوره بیان نمادین، سروش، تهران، 1377، اول
5-حریریان، محمود، تاریخ ایران باستان، سمت، تهران، 1377، اول.

لینک کمکی