بررسی آثار تاریخی قزوین

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

توجه : این فایل به صورت فایل ورد (Word) ارائه میگردد و قابل تغییر می باشد


بررسی آثار تاریخی قزوین دارای 81 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی آثار تاریخی قزوین کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.

مقدمه :
سپاس پروردگار را كه انسان را از خاك بی جان آفرید و به او نطق و بیان عطا فرمود – به انسان نوشتن آموخت تا او بتواند میوه بستان اندیشه های خود را به كام مشتاقانش بچپشاند و نغمه های جانبخش وجود را به گوش ایندگان برساند .
سرزمین قزوین با پیشینه ای در عرصه های علم ، فرهنگ ، اندیشه و دارای قدمتی دیرینه است و نشانه های تمدن 9000 سال پیش از میلاد درادر خود نهان دارد كه با پیدایش اسلام در ایران موقعیت و اهمیت بسزادی یافت و مهد پرورش علوم اسلامی از جمله حدیث ، تغییر فلسفه ، عرفان ، كلام فقه ، نجوم و ادب قرار گرفت و تا عصر حاضر این روند ادامه یافت .
ظهور چهره های نامداری همچون میرزا حسین خان سهپسالار قزوینی «صدراعظم» یسد اشراف الدین حسینی قزیوینی « نسیم شمال » عارف قزوینی ، علی اكبر دهمزا ، علامه محمد قزوینی . حجت الاسلام سید علی اكبر ابوترایی ، شهیدان محمد علی رجایی و عباس بابایی و .. در این خطه به چشم می‌خورد كه از تاریخ و فرهنگ ایران اسلامی حكایت می‌كند .
یورش بی امان تمدن بی پروا غروبوزرق و برق ظاهر فریب ابزار و وسایل و تكنولوژی جدید ، موجب جلب توجه اذهان و افكار كسانی خواهد شد كه بیشتر به گذراندن زندگی مشغولند و كمتر به حقیقت آن می‌اندیشند در پی این هیاهو و جنجال تبلیغاتی ، فرهنگ بی ریشه و دنیا گرامی غربی به شیوه های نوین و جذابیتی كاذب جای فرهنگ مذهبی ملی مردم را می‌گیرد كه از پیشینه درخشان و هدفدار پدران خویش آگاهی می‌داشتند . شاید با درایت و شكیبایی هنرمندان این هیاهوی بی معنا را به هیچ می‌انگاشتند و صراحت حیات را می‌پیمودند و پرچم پر افتخار پدرشان را دست به دست تا بی نهایت زندگی ، دلیل راهشان می‌كردند – بی شك اثر ملتی بدانند كه اجدادشان طالایه دار فرهنگ انسانی و پیش قرلولان تمدنی سالم و صالح بودند – با نازدنگی و بالندگی دیگری به زندگی و دنیا می‌نگریستند و البته كه خفتگان ظلمت شب رهروان طلیعه را صواب را نمی یابند .
نسل جدید ، نسلی كه نتواند فرزندان كیستند و خود را و فرهنگ خود را نشناسند بی گمان به ورطه گرامی فرهنگی نزدیتكرند – ما بر سر‌ان نیستیم كه تعجب جاهلی آباء و اجدادی را نده كنیم كه هرگز چنین مباد بلكه منادب آینم كه وظیفه همه كسانی كه آینده فرجام و تمدن بیگانه را می‌دانند و می‌شناسند یك دل و صادقانه از هر آنچه هدایتی نباید – رسالتی بر دوش دارند و هم امروز ها جلو این شبیخون بی هویتی و واماندگی را گرفت كه فردا دیر است .
قال رسوالله … قزوین با ء‌ من ابواب الحبه .
محوده جغرافیایی قزوین پنه ایست طویل كه فاصله بین 57/36 درجه سانتی گراد تا 38/35 درجه سانتی گراد عرض شمالی و 01/51 درجه سانتی گراد تا 18/48 درجه سانتی گراد طول شرقی گسترده شده و ارتفاع آن از سطح دریا 1298 متر است و با توجه به موقعیت ویژه جغرافیایی در مركز یكی از مهمترین گروههای ارتباطی شبكه راههای اصلی ایران و از جمله جاده ابریشم بوده و فراز و نشیب تلخ و شیرین را پشت سر نهاده است . شمال ان را سلسله جبال سر به فلك كشیده البرز از شمال شرقی به طرف جنوب غربی در بر گرغفته متعلق به دوران سوم زمین شناسی و در دل خود معادنی دیقیمتی را نهان داشته است و نواحی اساطیری الموت و رودبار در آنجا واقع هستند قلعه قدیمی آتش نشان «درخك» با 2770 متر و « تخت سلیمان با بلندی » با بلندی 4400 متر سر به آسمان می‌سایند و با عبور از گردنه های « سلمبار » و « آلو چشمه » می‌توان به شهرهای تن كابن ، لنگرود و رشت سر ازیر شد – و با به هم پیوستن رودهای «طالقان» و «الموت » و « شاهرود» و « یفسد رود » در لابلای فراز و نشیب البرز غربی می‌خزد و آبادانی به ارمغان می‌آید كه با احداث كانالهایی آب آن به طرف دشت وسیع قزوین هدایت می‌شود .
قزوین در دامنه جغرافیایی رشته كوه البرز دشت پهناور و حاصلخیز به وسعت 443 هزار هكتار دارد كه باختر ، رشته كوههای شمالی – جغرافیایی «چرگر» آن را از زنگان «خمسه» جدا می‌كند و در جنوب چند رشته كوه موازی به نام «رامند» و از غرب به كوههای «خرقان» و در دز گزین همدان اتصال می‌یابد و از جانب خاور بی هیچ مانعی به «ساوه» و «ساوجبلاغ» می‌پیسوندد كه جزئی از دشتهای قزوین بوده است – روهای « خر رود » یا «رود شور » و «ابهر رود» و « حاجی عرب» و دیگر رودهای فصلی بخش دیگری از دشتها را آبیاری می‌كند – با «مه » یا «سرد» متناوباً در یال می‌وزد و در تابستان خنكی هوا را به همراه دارد و باد « راز » یا «گرم» كه از طرف جنوب غربی می‌وزد و تبخیر هوا رادر پی دارد و باد «كهك» یا «قاقازان» نیز موسمی و داراس خصوصیات هوای گرم است . در منطقه قزوین صدها تپه باستانی شناسایی شده كه هر یك برگ ظریفی از تاریخ و تمدن میهن اسلامی ما را در سینه جای داده اند و تنها حفاری تپه « سگزآباد» نشان گرد تمدن 9000 سال یكجاننشینی در این دشت حاصلخیز است .
قزبوین را در نوشته های قدیم اروپای شهر باستانی « ارساس» یا « ارساسیا » و در تواریخ یونان همان شهر قدیمی « راژیا» در زمان اشكانیان به نام مؤسس آن «اردپا» خانده اند ساسانیان آنم را « كوشین » نامیدده اند یعنی سرزمینی كه نباید از آن غافل شد برخی هم آن را «مستوین» یا شهری كه مردمی پر صلابت استوار دارد و بعضی از مورخین هم معرب كاسپین گفته اند كه دلیل آنكه قوم «كاسیت» از مجاور دریای مازندران به طرف این دشت مهاجرت كرده و با اقوام بومی اختلاط نموده اند و گروهی هم به مركز ایران رفته اند و دریای خزر نیز به همین دلیل به « بحرالقزوین» یا « دریای قزوین » اشتهار دارد .
منطقه قزوین به دلیل موقعیت ممتاز جغرافیایی كشاورزی و مواصلاتی همیشه تاریخ مد نظر بوده است چنانچه در زمان اقتدار حكومت «مادها» یكی از نقاط ویژه حكومتی در ارتباط با پایتخت «هكمتانه» بوده . راههای مهم ارتباطی از آن می‌گذشته و از نظر اقتصادی و نظامی نقش مؤثری داشته است . از نوشته های آشوری بر می‌آید . د| مهد و استراتاژیك «ساگ بیتو» ویران می‌شود – اما هنگام بازگشت مادهای در منطقه كوهستانی قزوین همدان راه را بر آشوری می‌بندند و بزری خونین به راه می‌اندازند .
پس از وی «سارگون» به بخشهای وسیعی از قزوین لشكر كشی می‌كنند تا بلكه در «دژمهد» «اندار پارتن آنو » را در شرق «سپردا» نزدیك ناحیه كنونی قزوین از میان بردارد .
دلاوران این سرزمین كه نام «اقرته ها» یا «امردها» در نیروهای نظامی هخامنشیان نقش ویژه ای داشته اند و این منطقه یكی از «استانها» یا «ساتراپها» مهم محصوب شده است و در هنگام یورش اسكندر مقدونه ازادمردان ناجی كوهستانی به مقابله ای بی امان پرداخته و هرگز سلطه مقدونیان را برخورد روا نداشته اند و هخامنشیاندر نقاط خوش آب و هوای دشت كاخ ها باغها بنا نهاده بوده اند و …
شورش مردم و نا امنی های منطقه «فرهاد اول «پادشاه اشكانی » را بر آن داشت تا به این ناحیه لشكر كشی نمایند ( 181 تا قبل از میلاد ) و حوادث دیلم شاپور پسر اردشیر بابكان را ملزم نمود تا دژ مستحكمی در این سرزمین بنا نهادند كه آن را «شازشابور» یا «كوشین» نامیده اند و نواحی قزوین مانند دشتبی «قاقزان» «نرگه» « ضیاء آباد» «نهاوند» «فارسجین» «ساج» «شاكین» و «سیادهن» پاكستان از مناطق مأمول و از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده اند .
به طلوع خورشید عدالت گشتر اسلام اركان حكومت ساسانی بر لرزه افتاد تا آنكه سپاه اسلام به منظور گسترش توحید و محو شرك و بتپرستی به حركت در آمد نیروی مقاومت سلاطین ساسانی به فرماندهی «رستم فرخزاد » رهسپار «قارسیه» شد . – اگر چه لشكر قزوین هم كه در آن معركه حضور داشت ولی چون درخش كفر و الحاد و به «بنی الحمرا » مشهور و به امام علی (ع) گرویده و تشیع را برگزیدند و بعد به امام حسین (ع) بیعت كردند و آماده دفاع از حریم امامت شده اند مسجد عظسم بنی الحمرا در كوفه شهرت به سزایی دارد – و اما قزوین در سال 24 هجری بدست برای بن عارف فرمانده سپاه والی كوفه به صلح گشوده شد واز «ثغور» یا مرزهای مهم و استراتاژیك حكومت اسلامی بشمار می‌رفت و از اهمیت حضور در این شهر ، احادیث بسیاری از پیامبر (ص) نقل شده است .
چون قزوین به صلح فتجح شد بنابراین معابد ساسانی تخریب شد و یكی پس از دیگگری به مسجدی مبدل گردید . «ربیع بن خشم ثوری » فرمانده لشكر امام علی (ع) مسجد مشهور «ثور» را بنا نهاد و دز مان عبدالملك مروان «مسجد ثوب » ساخته شد – این دو مسجد در محل مسجد «جامع» و از مساجد قرن اول اسلامی هستند – در سال 192 هجری هارون الرشید كه عازم خراسان بود شهرت دارد – این شهر نزدیك به یك قرن ، بخشی از سرزمین وسیع آل بویه بود « و صاحب عباد » وزیر مشهور فخرالدوله ، كتابخانه ای بزرگ و مدرسه ای بنیان نهاد – از اواخر قرن پنجم تا حمله هلاكوخان (654 هـ) كه انقراض اسماعیلیه می‌باشد . واقعه «حسین صباح» مغول شهر ما پایداری قهرمانانه ای از خود نشان داده و مردم در برابر آن سیل بنیان كن ، سر تسلیم فرو نیاورده اند اگر حكومت «ایلخانیان» در «سلطانیه» متمركز بود اما قزوین ممتازی داشت و سجاس و سهرود ( كه شهری آباد بود ) و طالقان و طارم … جز قزوین و در تقسیمات كشوری عنوان ›تومان» یا « استان» ورد را دارا بوده و راه های مهمد مواصلاتی از آن می‌گذشته است و …
از مرگ تیمور تا به قدرت رسیدن شاه اسماعیل صفوی دوم قزوین سك قرن پر تلاطم و ناخوشی را گذرانده اند تا آنكه پس از جنگ «چالدران» در سال 920 هـ قزوین مورد توجه قرار گرفته و رفته رفته به صورت پایتخت دوم صفیه در آمد – طهماسب فرزند بزرگ شاه اسماعیلدر حالیكه ده سال و شش ماه داشت صاحب تاج و تخت شد و در سال 951 هـ اراضی و باغاتی را خرید و به احداث مجموعه ای از كاخها و عمارات سلطنتی فرمان داد – زیبایی زایدالوصفی پدپد آمد كه شاه 11 سال از آن جا بیرون نرفت . زمان قاجاریه ، در واحدهای وابسته به قزوین تغییر وتحولی پدید امد و بخشی از آن جز تهران و پاره ای مانند ابهر یجای و قسمتهایی از خرقان ، ضمیمه خمسه و زنجان شد ولی با این همه از موقعیت نظامی و استراتاژیك و ارتباطی آن كاسته نشد .
« تاریخ و جغرافیای تاریخی قزوین »
«شهر قزوین»
بنای شهر قزوین را شاپور اول ، دومین پادشاه ساسانی نسبت داده اند (242 م ) و این در حالی بوده كه مردم در جنوب و غرب این شهر جدید زندگی می‌كرده اند و چون « دژ قزوین » در مركز شهر قرار گرفت ، با رویی به گرد آن ساخته شده تا از هجوم طوایف ساكن كوهستان در امان بماند – قزوین در سال 24 هـ . ق به دست «براء بن عازب » به صلح گشوده شد و این همان شهر «شاپوری» و آخرین حدی بود كه مسلمانان در اختیار داشتند و مانند دوره ساسانی ، پایگاهی مهم به حساب می‌آمد .
ابن فقسه می‌گوسد : « سعد بن عاص بن امیه والی كوفه مأمور جنگ با دیلم گردید و قزوین را شهر ساخته «ثغر» مردم كوفه قرار دارد « شاذشاپور» یا شهر شاپوری را شهر كهن نامیده اند و چون « موسی الهادی » خلیفه عباسی (170 – 169 هـ ) به قزوین آمد فرمان داد تا شهر دیگری نردیك شهر شاپوری بسازند و آن را «مدینه موسی » نام نهاد و متعلقاتی به آن افزود – در سال 176 هـ ق « مبارك» غلام موسی الهلادی نیز شعر دیگری ساخت كه به آن «مدینه مباكیه » موسوم شد . هارون الرشید هنگامیكه به خراسان می‌رفت به قزوین آمد و فرمان داد تا حصاری به دور این شهر بكشند ولی با مرگ او حصار نا تمام ماند تا این كه در سال 254 هـ ق «موسی بن بوقا » از طرف « المعتزبا … » با روی شهر را به اتمام رسانید به نوشته موخرین در آن روزگار غزوین شهری بزرگ و مزارع و باغستان فراوان داشته و چند شهرستان بوده است و در میان شهرهای عراق عجم ، اهمیت و اعتبار ویژه ای داشته است – چنانچه هر حاكم و فرمانروایی آثاری مانند مسجد و مدرسه و … از خود به یادگار گذاشته است .
قزوین : در زمینه هنر نیز نقش چشمگیری داشته است هنر خوشنویسی ایران با نام مالك دیلمی علی رضا عباسی ، میر عما قزوینی و عماد الكتاب قزوینی و … مزین شده است و بروز «مكتب قزوین» در هنر نقاشی صفوی حرف اول را می‌زند و درهنر موسقی معاصر ایران نقش و تأثیر هنرمندانی چون «درویش غلامحسین جناب : عارف قزوینی «استاد ابوالحسین اقبال آذر » و … را نمی توان نادیده گرفت و در زمینه هنرهای دستی مانند مسگری ، قفل سازی ، خاتم كاری و گچبری – مجسمه سازی – كاشی كاری – تذهیب – سوزن دوزی – شانه تراشی و قالی بافی ، ابریشم كاری – آئینه كاری – معماری و … چیره دستی هنرمندان قزوین ستودنی است .
قزوین : دارای دشت وسیع و حاصلخیزی است كه سطح زیر كشت و باغات آن بیش از 13 هزار كیلومتر مربع و مجموعاً ½% از اراضی قابل كشت كشور را در خود جای اده است و علاوه بر كاریزها و هزاران حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق به وسیله طولانی ترین كانال های آب رسانی كهاز سدا عراضی سگبان طالقان و زیاران سرچشمه می‌گیرد سیراب می‌شوند و محصولات كشاورزی آن بادام ، پسته ، گردو فندوق … می‌باشد و در كنار آن دام داری های مرغداری های بزرگی هستند كه جایگاه ویژه ای در كشاورزی و دامپروری میهنمان دارند و شركت هواپیمایی خدمات ویژه ای د رخدمت به كشاورزی منطقه و كشور نقش بسزایی دارد .
تقسیمات اداری – سیاسی :
استان قزوین بر طبق آخرین تقسیمات اداری – سیاسی كشور دارای 3 شهرستان ، 10 بخش ، 37 دهستان ، 12 نقطه شهری ، 813 نقطه روستایی دارای سكنه است . شهرستان قزوین بادارا بودن 5 بخش ، 19 دهستان ، 5 نقطه شهری و 473 نقطه روستایی بیشترین ارقام را به خود اختصاص داده است .
قزوین : مأمن دلاوران نهفت مشروطه و از پاسگاه های تقویت كننده آن بوده است . به صداقت می‌توان گفت كه به گواهی تاریخ قزوین همواره در كشاكش نبردهای حق و باطل به حق پیوسته و راه راست را پیموده است .
چنانچه اگرچه نطفه كودتاس سوم اسفند رضاخان – انگلیس را در گراند هتل قزوین منعقد می‌كنند اما خانه دوم میرزا كوچك خان و آزاد یخواهان بوده است .
قزوین ك از قرن سوم هجری به یعد یكی از مراكز مهم علمی محسوب می‌شد و علاوه بر نویسندگان و علمای بزرگی چون ابن ماجه قزوین رازی نجم الدین كاتبی ، امام ابوالقاسم رافعی قزوینی – امام احمد تمرالی ، زكریای قزوینی ، حمد الله مستوفی – عبدالبنی مخزالمانی وخسید قزوینی – واعظ قزوینی – سید اشراف الدین حسینی قزوینی «نسیم شمال» عارف ، عبید زاكانی ، علامه دهمذاو علامه محمد و قزوینی و … یادی به میان آورد .
« نقش مسجد در فرهنگ اسلامی »
مساجد در كشورهای اسلامی كی از مراكز تجلی هنر مذهبی و از معارج علوم و فرهنگ متعهد است ، پایگاهی است در برابر تها جسم كفر و شرك ، كشتی مطمئن در دریای خروشان هواهای نفسانی و ارام بخش دلهای مضطرب و مشوق است – نقطه شردعست ، شروعی تا بی نهایت است ، خانه خداست و مآمن مردم مسجد همه چیز است به اندازه همه جا برای همه كس ، عظیم و روح افزا و …
مسجد محراب است ، میدان جنگ ، جنگ با نفس اماره ، جنگ با شیاطین . بنابراین مسجد صلابتی و همتی والادر خود سازی به وجود می‌آورد . شور و شوق دیگری به انسان می‌بخشد . گنبد را از شكوه اسمان اقتباس كرده اند و مناره هلسه بفلك كشیده ان می‌كوسنئد تا بین «شری» و «شریا» ارتباط برقرار كنند .
كاخ ها اختلاف ، غرور و تحوت و قدرت ظاهری را فریاد می‌كنند اما مساجد فروتنی را مساوات و برابری همگی را و ازادگی را – اساس بنای مسجد بر تقوای است ،‌تقریب است ، خلوص و عروح است مسجد كانون است ، كانون فرهنگ عدالت اجتماعی ، ساده اما با وقار با عظمت ، جان را قوت می‌دهد . انسانیت را اعتلا می‌بخشد ، كاخها كه همیشه و به روی همه گشوده نیست اما مسجد همیشه است و برای همه كس همه می‌توانند از بركات آن بهره جویند .
« طرح معماری مساجد سه نوع اصلی بوده است »
یكی طرح «كلاه فرنگی » كه گنبدی بر فراز اتاقی چهار گوش بنا می‌كرد « ایوان باز » « كه طاقی شبیه طاق كسری داشته و « حیاط باز » كه محاط در رواقها بوده و سرانجام با ادغام این سه طرح تركیبی نو پدپد آمده است – اولیه صدر اسلام بسیار ساده و ملهم از خیمه بوده است و دارای فضایی باز كه گاهی با دیوار یا خندق و یا تجیر مشخص می‌شده است.
« مسجد جامع كبیر »
قزوین اخرین سرحد قوای اسلامی بوده . شهریكه با آغوش باز اسلام عزیز را پذیرفته و مردمش حامیان عدالت و دیانت بوده اند – و با طیب خاطر اتشكده های خود را به مسجد مبدل كرده اند – هنگامی كه حضرت علی (ع) به جنگ نهروان مس شتافت چهار هزار رزمنده را به فرماندهی « ربیع بن خشیم ثوری » به جنگ «دیلم» گسیل فرمود «ربیع» مسجدی در قزوین بنا نهاد كه محتملاً در همین مكان فعلی « مسجد جامع» یا حوالی آن بود می‌باشد و «مسجد ثور» شهرت بسزایی داشته است و در زمان « عبدالملك دروان » آتشكه دیگری به «مسجد ثوبه» تبدسل شد (73-86هـ ) و در حفاری های زیر مقصوره «خمارتاش » آثاری مربوط به دوران ساسانی كشف شده است كه شاید آتشكده و همان «مسجد ثوب» باشد - این دو از مساجدی است كه از قرن اول اسلامی به ما رسیده است . با گذشت زمان و گسترش اسلام پی در پی از شمار بختانه ها كاسته و به مساجد افزوده می‌شد – قدیمی ترین قسمت مسجد جامع ، متعلق به قرن دوم هجری است هنگامیكه «هارون الرشید» در سال 192 هـ عازم خراسان بود تا شوش مردم ناراضی را فرونشاند و مأمون را هم به حكومت آن دیار تحمیل نماید چون به قزوین آمد دستور داد تا حصاری به گرد شهر بكشندو مسجدی بنا كنند كه به «طاق هارونی» مشهور است . طاق هارونی كه نمونه مساجد اولیه است ، بسیار ساده و در ضلع جنوب شرقی مسجدجامع قرار گرفته و مقصوره كهن هارونی كه نمونه مساجد اولیه است ، بسیار ساده و در ضلع جنوب شرقی مسجد جامع قرار گرفته و مقصوره كهن نیز نامیده شده است .تا آنكه در سال 373 هـ ق «صاحب بن عباد» وزیر «فخرالدوله دیلمی » كتابخانه و مدرسه ای در نزدیكی آن ساخته كه مركز فرهنگی آن روزگار بوده است و عمارت بسیاری در محله « جوسق » درب كوشك فعلی بنا نهاده كه به «صاحت اباد » اشتهار یافت . در سال 500 هجری « امیر خمارتاش بن عبدالله عماری » زمان ملكشه سلجوقی ، به ساختن مقصوره ای عظیم همت بسته است و برفراز آن گنبدی كه از جها رفعت و شكوه ، نه در شهرهای اسلامی نظیر داشته و نه درممالك دیگر و در سال 509 هـ ق ساختمان‌ آن پایان پذیرفت – این مقصوره كه به «طاق جعفری» نیز شهرت دارد بر روی بنایی متعلق به پیش از اسلام بنا شده ، مربعی و هر ضلع آن است – محرابی از سنگ مرمر صیقلی شده دارد و منبری سنگی با كاشیهای رنگارنگ و كتیبه هاسس نفیس كه در منتهای ظرافت گچبری شده است
كتیبه «اول» در هشت ضلع گنبد و به خط «ثلث» كه نام سازنده و مدت ساختمان مقصوره ذكر شده است
كتبه دوم : به خط «كوفی» مربوط به وقف قراء و مزارع و باغات و قنات «خمارتاش» برای مسجد می‌باشد .
كتیبه سوم : به خط «كوفی ماریچ» است و مشتمل بر سوره مباركه بقره تا آخر
كتیبه چهرم : به خط «نسخ ثلث» موقوفات خمارتاش و محل مصرف آن تهیه شده است .
كتیبه پنجم : به خط «نسخ كوفی» وقفنامه و شرح تقسیم اب قنات خمارتاش می‌باشد.
امیر خمارتاش در غرب مقصوره ، شبستانی بنا كرده كه به آتشكده معروف است و شبستان دیگری در جنوب غربی مسجد است كه آن هم به آتش كرده مشهور است و در سال 548 هـ « ملك مظفر آلب انمو » حاكم خلیفه عباسی ساخته است .
در سال 617 هـ كه مغولان به قزوین حمله‌ور شدند – این مسجد را با عده اس به آتش و خون كشیدند حیاط مسجد جامع : به شكل مربع مستطیل و مساحطی بیش از چهار هزار متر مربع دارد و در چهار طرف ، چهار ایوان بزرگ قرار گرفته ــ› برگ كپی كه ایوان جنوبی .
بخشهایی از مسجد جامع قزوین مانند گنبد آن در شیوه رازی به دستور خمارتاش در سالهای 507 تا 509 ساخته شده در شیوه های پر از آن هم به ساختمان افزوده شد – ایوان جلوی گنبد خانه در زمان صفویان ساخته شد .
نبد آن یك پوسته است – شنگه روی تیز برای ساخت پوسته رویی بوده و بعدها همان «آهیانه» كاشی كاری می‌شود – گوشه سازی ،‌از نوع سكنج است و شاپركهای زیر گنبد دارای گره سازی است – دیواره های زیر گنبد با نگاره های برگ كنگری كه از نگاره های ساسانیان است آذین شده است – با وجود زلزله خیز بودن قزوین ساختمان مسجد استوار بر حال مانده است و این نشان دهنده وقت درنیارش آن است – ( سبك شناسی معماری ایرانی استاد محمد كریم پیرنیا )
كه ایوان جنوبی بلندتر و زیباتر است و در ایران و در سایر ممالك اسلامی نزیر ندارد ، رفیع تری و زیبا ترین و بزرگترین محراب جهان است و با آن عظمت ، بی زون و آرامام مشاهده می‌شود به آرامش قلبی مطمئنه .
« مسجد جامع قزوین »
مسجد جامع قزوین گنبد دو پوسته داشته كه یك پوسته آن باقی مانده است .
مسجد جامع قزوین از دیگر بناهایی است كه قسمتی از آن از شیوه رازی است –گنبد خانه و گنبد آن بین سالهای 507 – 509 هجری به امر خمارتاش ساخته شده اند – ایوان جلوی آن در زمان صفویه ساخته شده است و بقیه فضاها در دوره های مختلف الحاق شده اند – با وجود زلزله خیز بودن این منطقه این بنا استوار باقی مانده واین نشان دهنده دقت در نیایش آن است . گنبدد بنا یك پوسته است و شنگه آن برای آن بوده كه پوسته دوم بر روی آن یوار شود كه بعدها بر روی پوسته اول كاستی كاری شده است نمای داخلس گنبد خانه با نقوش بزرگ كنگری كه از نقوش معمول در دوره ساسانی بوده است مزین شده است و گوشه سازی آن كه از نوع سبكخ است و همینطور شاپركهای آن با نوعی گره سازی تزئین شده اند .
سردر در مسحد جامع قوس بیضی دو كانون یك و چهار دارد . مسجد بزرگ جامع قزوین (15-1113 میلادی ) به خاطر فضای روشن وآرام شبستانش دلنشین است و پوشش آن را گنبدی بزرگ ( به قظ 51 پا ) تشكیل می‌دهد – سه كنجهای دو طاقه كه داخل آنها تقریباً خالی است دارای وضع ابتدایی است و از اشكال فرعی واسط كه داخل آن را پر می‌كند سعنی چیزی كه قرن ها خاطر معماران را به خود مشغول داشته بود عاری است از راه های بلند و ساده ، ساده گی مفرط آن را بارزتر كرده است اما این سادگی مفرط ناتوانی و یا اشتباه طراح آنها نبوده است چه اساساً تقیرباً تمام دیوار قبله را بزرگترین محراب جهان اسلام اشغال كرده است . ما فقط می‌توانیم از روی محراب هیجان انگیز هیدریه كه نزدیك مسجد جامع است و همچنین از روی مقبره علویان كه هم زمان بوده اند حدس بزنیم كه محراب جامع قزوین تا چه حد زیبا بوده است – به هر جهت از روی جزئیات باقی مانده از این محراب ، اطمینان می‌یابیم كه جنس این محراب بسیار عالی بوده و برتر از همه قسمتهای آن یك كتیبه دو ردیفی است كه دور را دور شبستان قرار دارد – كتیبه فوقانی به خط كوفی بسیار عالی است وخط كتیبه زیرین نسخی زیباست و هر دو رنگ سفید در متنی آبی رنگ مركب از نقوش شاخ و برگ مواجر گردیده كه شاید از نظر زیبایی در اسلام مانند نداشته باشد آجر چینی زنده و حلقه‌های بزرگ تزئینی با آجرهای برجسته كه حركات مارپیچی حلقه را نشان می‌دهد دیوار را از سكون و یك نواختی آزاد ساخته است – محراب بسیار بزرگ در هم بافته كه در چهار چوب مستحكم بنا قرار گرفته می‌بایستی جلوه كلی همه بنا را با شكوه نموده و آن سادگی شكلهای عمده معماری را در نظر بیننده جالب ساخته باشد –
این بنا در محله دباغان در حاشیْه غربی خیابان شهدا (سپه ) واقع گردیده و یكی از ارزشمندترین بناهای تاریخی ایران است . بنای این مسجد با نقشه چهار ایوانی شامل شبستان گنبد دار ، مناره و ایوان های رفیع ، محراب و گچبریهای نفیس و صحن و رواق است كه مجموع ، معرف آثار معماری دوره های مختلف اسلامی است .
در بررس سابقه تاریخی این مسجد ،‌در روایت های تاریخی می‌خوانیم كه هارون الرشید به هنگام عزیمت به خراسان در سال 192 هـ . ق ، ددر قزوین دستور ساخت بارو و مسجدی را داده است كه به طبق بعضی از روایت ها و شواهد ، این مسجد در محل آتشكده ای از دوره ساسانی بنا شده است . در روایت دیگری نیز آمده كه به دستور هارون الرشید ، قاضی ابوالحسین محمد بن یحیی بن زكریا وو صاحب ابی العباس بن سریح ، آن جامع را ساختند و پرداختند كه بعدها به « طاق هارونی » معروف گرددید . در ثلث اول سده چهارم ، اسماعیل بن عباد طالقانی یا رازی – معروف به صاحب بن عباد ، وزیر فخر الدوله دیلمی – مدرسه ای در مجاورت جامع بنا كرد و در اواخر سده چهارم ، فخر الدوله شروع به كشیدن دیوار مسجد كرد ؛ ولی نا تمام ماند . به واسطه آسیبی كه به مسجد رسیده بود ، در یال 393 هجری ، به دستیاری « ابواحمد كسائی » و «ساوه منادی » جامع مذبور تجدید بنا شد و تعمیر گردید . در سال 413 هجری ، به فرموده « سالار ابراهیم مرزبان » ، طبقات فریخته صحن بزرگ را از نو ساختند و مال فراوانی صرف آن شد . در شوال سال 500 هـ . ق ، امیر زاهد خمارتاش بن عبدالله عمادی ، ساختمان مقصوره بزرگ و گنبد و صحن مدرسه و خانقاه و چاه خانه مسجد را آغاز كرد و در رجب سال 509 ، آنها را به پایان رسانید و مستغلاتی بر آن وقف كرد پس از آن ، ملك مظفرالدین الب ارغون بن تعش ، سراچه جداگانه دیگری رو به قبلهبنا كرد كه در آن ، مجلس تفسیر و حدیث منعقد می‌شد و در سال 548 هجری از عمارت آن فراغت یافت . در دوره مغول ، صدماتی متوجه مسجد گردید كه در دوره های بعد تعمیر یا تجدید شدند . در زمان صفویه ، بخش های وسیعی به این مسجد افزوده شد كه از آن میان به ایوان ها ، مناره ها و اكثر رواق ها می‌توان اشاره كرد . در دوره قاجار نیز ساخت و سازهای قابل توجهی در این مسجد به انجام رسید . در دوره معاصر نیز بخشی از تعمیرات و مرمت‌های مسجد انجام شده است . حال به شرح قسمت های مختلف مسجد می‌پردازیم .
ایوانهای مسجد : ایوان جنوبی ایوانی است پنچ ضلعی و دو طبقه كه جلو مقصوره خمارتاش و متصل به او است . قدیمیترین كتیبه آن بین طبقه اول ودوم به خط نستعلیق لاجوردی بر روی كاشی خشتی . سال 1069 هـ كار شریف كاشی پز است .
این ایوان از بهترین اثاری است كه پس از تغییر پایتخت به اصفهان باقی مانده و مظهر كاملی است از بنای دوره صفوی با 5/13 متر عرض و 22 متر ارتفاع ، كاشی های هفت رنگ در داخل ایوان ، سطح پایه های طاق رومی را تا محل پاطاق تزئین نموده است . سه چشمه ورودی به مقصوره خمارتاش دارد و در بالا سه حجره (شاه نشین) و دو غلام گردشی . دو لوح بزرگ سنگ مرمر كه یكی در سمت راست و به فرمان شاه سلیمان صفوی در یال 1081 هجری ، عوارض قپانداری در «دارالسلطنه» قزوین ممنوع می‌شود و سمت چپ به امر فتحعلی شاه در سال 1238 هجری تحمیلات دیوانی برداشته می‌شود و با 18 پله كه مهر سلجوقی هم دارد به طبقه دوم می‌توان صعود كرد .
بر پیشینیانی طبقه دوم و زیر طاق آفتابی ایوان ، دور تا دور ، كتیبه ای به خط «ثلث» بزرگ طلایی بر روی كاشی لاجوردی سوره مباركه «جمعه» از سمت راست شروع می‌شود .
ایوان غربی متعلق به شاه سلیمان صفوی (1081 هـ ) می‌باشد و به رواقهای اطراف راه می‌یابد .
ایوان شرقی دقیقاً معلوم نیست كه در چه زمانی ساخته شده ، امادر سال 1312 و 1313 هـ «باقرخان سعد السلطنه» حاكم قزوین آن را نو ساخته است .
ایوان رفیع شمالی با دو مناره شكوهمند و با كاشیكاری زیبا ، مربوط به زمان شاه طهماسب صفوی است با عرض 5/10 متر و ارتفاع مناره ها 26 متر می‌باشد كیفیت و دقت بنای این مناره ها برتر و حیرت انگیز تر از گلدسته های دیگر مساجد است . بدین معنی كه هر یك از انها را می‌توان به حركت در آورد . و این ناشی از كیفیت خوب فنی است و چگونگی آن هنوز روشن نشده است . بین ایوانها را در چهار طرف رواقهایی فراگرفته است كه با ستونها و طاقهای هلایلی (رومی) مزین و پابر ست . در وسط صحن مسجد حوض بزرگی قرار دارد و بین حوض و ایوان شرقی آبخوره ای كه قنات خمارتاشی از آن می‌گذشته است .
اگر چه به نوشته «الندوین» این مسجد در قرن هفتم ، درهای متعددی داشته ولی اكنون تنها دو درباقی مانده است . یكی در شمال غربی ، مربوط به سال 1272 كه ره محله «دباغان» می‌پیوندد و در شرقی كه پس از عبور از راهرویی به عرض حدود 10 متر به یك هشتی بزرگ یردر دیگری ، به خیابان شهدا «سپه» می‌رسد و در سال 1074 هـ بنا شده است .
ضمناً در قسمت شمال و شمال شرقی و شمال غربی و جنوب مسجد نیز حیاط های دیگری هم وجود دارد . شایسته یاآوری آنكه در قسمت بالای هشتی در ورودی شرقی این بین معنای خاصی دارد ؛
این مسجد كه بود در قزوین الحق نبود قرینه اش روی زمین .
مسجد جامع قزوین از دیگربناهایی است كه قسمتی از ان از شیوه رازی است . گنبدخانه و گنبد‌آن بین سالهای 507-509 هجری به امر خمارتاش ساختهشده اند – ایوان جلوی آن در زمان صفویه ساخته شده است . بقیه فضاها در دوره های مختلف الحاق شده اند – با وجود زلزله خیز بودن این منطقه این بنا استوار باقی مانده و این نشان دهنده دقت درنیایش آن است – نبایك پوسته است و شنگه آن نبوده كه پیوسته دوم بر روی آن سوار شود كه بعدها بر روی پیوسته اول كاش كاری شده است – نمای داخلی گنبد خانه با نقوش برگ كنگری كه از نقوش معمول د ردوره ساسانی بوده است فرین شده است – گوشه سازی آن كه از نوع سنج است و همین طئر شاپركهای آن با نوعی گره سازی تزئین شده اند – (عكس از گنبد مسجد جامع ) كتاب شیوه های معماری ایرانی استاد محمد كریم پیرنیا .
هم چنین مسجد جامع قزوین دو پوسته داشته كه تنها پوسته زیرین آن باقی مانده است گنبدهای دو پوسته پیوسته نیز در مسجد ها برسیان ، جامع اردستان و جامع زواره ساخته شده اند .
ایوان و رواق های مسجد : مهمترین و زیباترین ایوان مسجد ، ایوان جنوبی است كه از نظر عظمت و رفعت بنا و اسلوب ساختمان و تزئینات متناسب ، از بناهای كم نظیر به حساب می‌آید . این ایوان به سال 1069 هـ . ق توسط شاه عباس دوم صفوی ساخته و به شبستان سلجوقی الحاق شده است . دهنه این ایوان ، 56/14 ؛ عرض آن ، 48/12 و ارتفاع آن حدود 21 متر است . ازاره ایوان با سنگ و بقیه قسمتهای آن با آجر تراش بنا شده است . در فواصل آجرها ، به جای بندكشی با گچ ، كاشی های باریك لاجوردی رنگ به كار برده اند . روكار قسمت مهمی از ایوان ، كاشی بوده كه اكنون بیشتر آنها ریخته واز میان رفته است . نمای درونی ایوان به صورت دو طبقه ساخته شده و در طبقه پایین آن ، سه درگاه جهت ورود و خروج به مقصوره و در غرب و شرق انها ، دو درگاه دیگر جهت دسترسی به رواقهای طرففین شبستان تعبیه گردیده است . مطابق درگاه های پایین در طبقه پایین آن ، سه درگاه جهت ورود و خروج به مقصوره و در غرب و شرق انها ، دو درگاه دیگر جهت دسترسی به رواقهای طرفین شبستان تعبیه گردیده است . مطابق درگاههای پایین در طبقه دوم ایوان ، پنج غرفه بنا گردیده كه راه دسترسی بدانها از طریق یك پلكان است . بین این دو طبقه ، كتیبه ای باریك و سرتاسری به خطر نستعلیق و به رنگ لاجوردی در كاشی لیمویی رنگ قرار دارد كه متن آن ، گویای ساخت این ایوان به سال 1069 1069 هـ ق توسط شاه عباس دوم است . بالای غرفه های فوقانی ، كتیبه دیگری به خط نسخ عالی است كه بر آن ، سوره جمعه به رنگ طلایی در كاشی لاجوردی نقش شده و در آخر آن ، عبارت « غلام شاه ولایت شریف كاشی پز » آمده است . در طرفین درگاه های مقصوره زیر گنبدی ، لوحه هایی از سنگ مرمر نصب شده كه بر آن ، كتیبه هایی از دوره صفویه و قاجاریه در خصوص معانی و رفع پاره ای تحمیلات و عوارض و بدع نوشته شده است .
ایوان غربی مسجد نیز از اثار دوره‌صفوی است و به نظر می‌رسد كه در سال 1081 هـ . ق توسط شاه سلیمان صفوی ساخته شده باشد . در طرفین این ایوان ، دو راهروی شمالی و جنوبی است كه به هشتی پشت ایوان می‌رفته و در نخستین مسجد در جانب غربی ، در این قسمت بوده كه مسدود شده است . كاشی های زیبای این بخش از مسجد فروریخته و تنها دو بیت شعر به خط نستعلیق در كاشی لاجوردی با این مضمون برجای مانده است:
« فیضش چو دید افزون ز حد گفتا به تاریخش خرد
این طاق گل نبود بود طاق دل روشن دلان(1081)
كتیبــــــه الفقیــــــــر كاوس مصـــــــور
غـــــــلام شاه ولایـــــت شریف كاشی پز »
دهنه این ایوان ، 32/8 و طول آن ، 44/10 متر است و از آن یك راه به رواق جنوبی و یك ارسی سه چشمه هم به رواق شمالی راه دارد .
ایوان شرقی مسجد بین سالهای 1313 – 1312 ه . ق توسط باقر خان سعدالسطنه – فرماندار وقت قزوین – و به دستور و هزینه میرزا علی اصغر خان اتابك از نو عمارت شده ؛ ولی روكار و تزیین انانجام نشده است . ایوان شمالی به نظر می‌رسد كه در اصل ساخته شاه تهماسب صفوی باش كه در دوره قاجار باز سازی ، تزیین و تعمیر اساسی شده است . مناره های ایوان نیز در دوره قاجار باز سازی ،‌تزیین و تعمیر اساسی شده است . مناره های ایوان نیز در دوره قاجار بازسازی گردیده است . این ایوان كه قدری از صحن مرتفع تر است ، به دهنه 11 و عرض 5/11 متر است و رتفاع مناره های آن نیز به 25 متر می‌رسد . طرفین جبهه ایوان ، با كاشی خشتی زیبا و عباراتی منقوش شده است .
در دو سوی هر ایوان ، رواق هایی طولانی ساخته شده كه هر كدام به نام امام جماعت یا پیش نمازی كه سالها در آنجا نماز می‌خوانده ، نامگذاری شده است . رواق های شرقی ، از همه باریكتر ، رواقهای جنوبی ، بزرگتر و وسیع تر است . ازاره رواقهای شمالی و رواقهایی كه در شمال ایوان شرقی و غربی واقع شده اند ، در دوره اخیر با سنگ تراش پوشیده شده و ارسی های آنها نیز برداشته شده است و به جای آنها ، درهایی به سبك جدید قرار دادهاند ؛ اما رواق های دیگر به حالت اولیه خود باقی مانده اند . نمای خارجی رواقهای جنوبی ، از هر طرف ایوان ، چخار طاقنما ، و نمای رواق های شمالی از هر طرف ایوان ، پنج طاقنما دارد كه با آجرهایی ظریف ساخته شده و ستونها و لچكی آنها با كاشی تزیین گردیدده است . آخرین طاقنمای غربی در طرف جنوب ، در بزرگی دارد راهرووی رواق غربی و در زیر زمین یا سرداب مسجد است . در بین رواق های جنوبی ، دو صفه ، یكی به نام طاق هارونی و دیكری به نام طاق احمدیه یا طاق حلاج قرار دارد . رواج واق در مغرب ایوان جنوبی و همچنین سرداب . زیر زمین مسجد را سعد السلطنه به سال 1313-1312 هـ .ق به امر میرزا علی اصغر خان اتابك ، ورواق واقع در جنوب ایوان غربی را حاج محمد علی به بم – از تجار قزوین – در حدود سال 1320 هـ . ق ساخته اند .
در این بخش از بنا ، پنج رشته كتیبه به خطوط مختلف گچبری شده است كه هر كدام از كتیبه ها از لحاظ هنر حسن خط و زیبایی ، ارزش و مقام خاصی دارند . مفاد هر یك از كتیبه ها مختلف بوده ، به طور كلی شامل آیات قرآنی و تاریخچه ساختمان شبیتان و موقوفات و متعلقات آن است .
كتیبه اول به خط ثلث با قلم درشت در هشت ضلع كنبد گچبری شده و خلاصه متن آن چنین است :
« بسم الله الرحمن الرحیم (..) تعیینه فی ایام دوله (یوله) الملك العادل السلطان المعظم مالك العرب و العجم عماد الدنیا و (غیاث) الدین ابی شجاع محمد بن ملكشاه ( … ) فی ولایه الامیر الاسفهسالار مجدالدین اتبع الوصی الا بالله علیكم و لله (اسقاطی) املعوست «( شاید این كلمه ، اللقفشت بن توران را پوران باشد ) بن بوران نصر ( شاید نصیر باشد )(…) ذلك علی یدالامیر الموفق لمرضیین الافعال المجاهد فی الله ابومنصور خمارناش بن عبدالله عمادی ابتغاء لمرضات الله و طلبا لثوابه (…) فی مده تسع سنین اوله شهور سنه خمسائه و آخرها انتها سنه ثمان و خمائه (..) »
با توجه به متن این كتیبه ، ساختمان گنبدو شبیتان آن در زمان ابی شجاع محمد بن ملك شاه و به دست ابومنسور خمارتاش بن عبدالله العمادی كه از بزرگان این دوره بوده ، در بین سالهای 507 و 514 هجری ساخته شده است .
كتیبهدوم به خط كوفی جلی به عرض 68 سانتی متر و با حاشیه های تزیینی به طرز بدیع و ظریفی گچبری شده است . این كتیبه از ضلع غربی و پایین تر از كتیبه نخستین آغاز می‌شود ، از طولدیوار غربی تا مقداری از دیوار جنوبی امتداد می‌یابد و در اینجا كه جبهه محراب است ، قطع و مجدداً از شرق محراب آغاز می‌شود و تا انتهای دیوار شرقی ادامه پیدا می‌كند . در دیوار شمالی قسمت وسط كه معبر ایوان به گنبد است ، باز هم یك قسمت بریده می‌شود و در طرفین این بریدگی ، خطوط ریزتتر می‌گردد و در هر طرف ، سه سطر گچبری گشته ، سرانجام كتیبه در انتهای ضلع شمالی ختم می‌شود . این كتیبه ، به غیر از دو قسمت مختصر ریخته شده ، به خوبی محفوظ مانده است . متن كتیبه حكایت از وقف مدرسه متصل به مسجد ، زمینها و بستانهایی توسط امیر خمارتاش با این مسجددارد .
كتیبه سوم به خط كوفی مارپیچ است كه از شرق محراب شروع و در سمت غرب آن تمام می‌شود و مشتمل بر ایاتی از یوره بقره است و خط آن از حیث ظرافت و زیبایی ، از نوادر صنعت خط محسوب می‌شود .
كتیبه چهارم به خط نسخ علی و خوش ، از نزدیك محراب شورع به انتهای ضلع غربی شبستان ختم می‌شود و مانند كتیبه قبلی ، متن آن حاكی از نام رقابت موقوفاتی است كه به منظور دایر نگهداشتن مسجد و تأمین هزینه روشنایی و لایروبی قنات ، وقف بر مسجد شده است .
كتیبه پنجم به خط نسخ ، از ضلع غربی شبیتان شروع می‌شود و در آخر همان ضلع پایان می‌یابد ومتن آن ، وقف نامه و شرح تقسیمآب خمارتاش است : « بسم الله الرحم الرحیم یقول العبد الضعیف المنتظر لفعو ربه خمارتاش ابن عبدالله ماء القناه خمارتاشیه (…) ان آثارنا نذل علینا فانظروا بعدنا الی الآثار تمت عماره هذا القبه فی آخر سنه تسع و خمسائه (509) » ...

منابع مورد استفاده :
(1) سیمای قزوین ( عباس حاجی آقا محمدی )
(2) سبك شناسی معماری ایرانی ( استاد محمد كریم پیر نیا )
(3) شیوه های معماری ایرانی ( استاد محمد كریم پیر نیا )
(4) دایره المعارف بناهای تاریخی در دوره اسلامی ( محمد مهدی عقابی )
(5) معماری ایرانی پوپ ترجمع كرامت الله افسر
(6) طاق و قوس در معماری ایران ( حسین زمرشیدی )
(7) موزه های ایرانی (كتایون صدری )
( عباس رفیعی )
(8) تحقیق معماری گذشته ایرانی (استاد محمدئ كریم پیر نیا )
(9) معماری ایرانی اجرای ساختمان با مصالح سنتی ( حسین زمرشیدی )
(10) آرایه های معماری ایران ( سحر مختارانس )
(11) كاشیهای اسلامی نویسنده و نستیاپورتر ترجمه دكتر مهناز شایسته فر
(12) تزئینات وابسته به معماری ایران ( محمد یوسف كیانی )
(13) قزوین میراث فرهنگی
(14) كاشی كاری ایران حسین زمرشیدی .

لینک کمکی