راه های جلوگیری از جرم و عوامل ارتکاب جرم

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

توجه : این فایل به صورت فایل ورد (Word) ارائه میگردد و قابل تغییر می باشد


 راه های جلوگیری از جرم و عوامل ارتکاب جرم دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد راه های جلوگیری از جرم و عوامل ارتکاب جرم  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

مقدمه
هیچ مجرمی از مادر خود مجرم و تبهكار زاده نشده است، همه انسانها، فطرتی پاك خلق شده و پس از تولد در دوران اولیه زندگی، پاك و معصومند و این تا زمانی است كه توسط شرایط خاص محیط خانوادگی، اجتماعی و پرورش به گناه آلوده نشوند  زیرا چگونگی رفتار و شخصیت افراد بیشتر به چگونگی محیط اجتماعی و اقتصادی و تربیتی آنها بستگی دارد، بنابراین توجه به این واقعیت ضروری بنظر می رسد كه جرم و جنایت یا بعبارت بهتر بیماریهای اجتماعی مانند بیمارییهای جسمی مسری هستند و اگر قبل از ایجاد انگیزه وقوع جرم بفكر اصلاح و از بین بردن علل ارتكاب جرم نیافتند ممكن است به دیگران نیز سرایت كند كه عواقب سنگین و غیر قابل جبرانی در پی دارد بصورتی كه: بر اثر ازدیاد جرم وجنایت قدرت كنترل در جامعه هر روز ضعیف تر و بالطبع بر مقدار مجرمین افزوده می گردد.
در تمامی اعصار و قرون جامعه انسانی مواجه با دردها و آسیب های ناشی از كجرویها انحرافات، جرام و جنایات بوده كه در هر عصری شكل خاصی پیدا كرده و نوع برخورد با آن هم گوناگون بوده است. در عصر ما بدلایلی چون گسترش فقر و محرومیت، جنگ، عدم توجه به جنبه معنوی انسان، ستی و تزلزل اركان اخلاقی، سقوط خانواده، تكامل ماشینیسم گسترش مكاتب مادی و الحادی. پوچ گرائیها و لذت طلبی ها و بالاخره عدم توان كنترل زمامداران توسعه بیشتری یافته است.
دورنمای آینده از دید بسیاری از جامعه شناسان، بسیار تیره است و به نظر آنها امیدی به اصلاح اوضاع نیست مگر اینكه تحولی ناشی از روشنگریها و ارشادات سازنده در جامعه رخ دهد وجود چنین اندیه هایی، صاحبنظران را به تلاش و تكاپو وا داشته است كه در سایه بررسیهای علمی، ریشه و انگیزه های اینگونه دردها را كشف كرده و راههایی برای پیشگیری و درمان ارائه كنند.
اصل اینست كه در جامعه انحرافی پدید نیاید تا نیاز به درمان و اصلاح و احیانا گسیختگیری و زندان نباشد و در حیات اجتماعی باید عملی صورت گیرد كه انحراف و آسیبی پدید نیاید و در صورت پدید آمدن،‌ مزمن نگردد كه در آنصورت امكان ریشه كن كردن آن بسادگی مسیر نخواهد شد. گاهی هسته اولیه انحرافی در جامعه گذارده شده و مسئولان با نظر بی اهمیتی به آن می نگرند ولی در اندك زمانی شیوع و گسترش یافته و جامعه را دچار آسیب و بحران می كند كه این مسئله در رابطه با جوانان بیشتر قابل توجه است زیرا كه نیروها می گردانند. چرخ اجتماعند و عوارض به آسانی در آنان رخنه كرده و گسترش می یابد.
در نظام حیات اجتماعی،‌ اسلام در هر حال پیشگیری از وقوع انحراف و جرم را مقدم بر اصلاح می داند و بر مسئولیت نظارت افراد را در رابطه با هم تاكید دارد. (امر به معروف و نهی از منكر)
بودجه هائی كه در هر جامعه ای صرف نگهداری،‌نگهبانی،‌ تغذیه،‌ بهداشت،‌ پوشاك و… مجرمین در زندانها و ندامتگاه ها و مراكز بازپروری می شود اگر از ابتدا صرف آموزش و تربیت صحیح آنها شود، جامعه را از حیث وجود افراد مجرم و منحرف خالی و از افراد كارساز و نیروی انسانی مقصص بی نیاز می سازد پس می توان گفت افراد مجرم زندانها از ناآگاهترین مردم هستند كه از امكان آموزش و خصوصا پرورش و تربیت صحیح محروم بوده اند.
هر مدرسه ای كه گشوده شود زندانی بسته می شود.
در مورد شناخت جرم یا انحرافات و علل بوجود آورنده آن و همچنین راههای پیشگیری و یا درمان آن نظرات و دیدگاه های مختلفی از سوی صاحبنظران و كارشناسان مطرح گردیده اما بدلیل آنكه عوامل اجتماعی انحرافات،‌تركیب و پیچیدگی های زیادی دارند نمی توان آنها را تنها از یك دیدگاه بررسی كرد بلكه می بایست بصورت عمقی مورد توجه و بررسی قرار داده و سعی كرد علل گوناگونی كه باعث ارتكاب اینگونه اعمال می شوند را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و راه حلی درست برای جلوگیری از تكرار آنها ارائه نمود.
جرم و جنایت و انحرافات مانند سایر بیماریها نسبی بوده و تابع زمان و مكان است مثلا سقط جنین در برخی جوامع جرم است درصورتی كه در كشوری مانند هند نه تنها جرم نبوده بلكه به آنها جایزه هم می دهند و یا ازاله بكارت پس از سن بلوغ قانونی در جوامع غربی در عصر حاضر جرم محسوب نمی شود در صورتی كه یك قرن پیش در آن جوامع جرم بوده است.
اغلب انحرافات اجتماعی چون اعتیاد،‌ الكلیسم، همجنس بازی،‌ فحشاء‌ ،‌ دزدی،‌ تجاوز و … سرایت اجتماعی دارند بهمین دلیل جامعه باید بفكر شناخت علل آن بوده و راه درمان آنها را پیدا نماید و اگر علل آنها روانی باشد باز هم ناشی از وضع نابسامان جامعه بوده و همانطور كه بیماران جسمی در جامعه نیاز به مراقبت و درمان دارند بیماران روانی نیز نیاز به مراقبت و درمانهای روانی و اجتماعی دارند.
اما قبل از شناسائی یا علت یابی رفتارهای انحرافی و عوامل پیشگیری آن به برخی از اصطلاحات و مفاهیم اینگونه اعمال اشاره می شود.
مفهوم هنجارهای اجتماعی یكی از مفاهیمی است كه باید در جامعه مشخص و روشن باشد. هنجاری اجتماعی است كه تعیین می كند انسان چه باید بگوید و از گفتن چه چیزهائی باید اجتناب كند. باید چگونه بیاندیشد و چگونه رفتار كند و چه اعمالی را انجام دهد و از انجام چه اعمالی باید اجتناب ورزد،‌ چگونگی رفتارها و روابط اجتماعی را معیین می كند و كنشهای تقریبا یكسان و لایتغیر انسانی را مشخص می كند و محدودیتهای نیز در زمینه رفتار انسانها بوجود می آورد و بطور خلاصه رفتارهای خلاف هنجارها را نابهنجاری،‌ و فرد مرتكب آن را كجرو می نامند.
مفهوم جرم و بزه و خلاف نیز از جمله مفاهیمی است كه در رابطه با اعمال انحرافی مطرح و علت یابی می شود. خلاف در اصطلاح حقوقی به اعمالی گویند كه مقررات و قوانین كشور آنرا منع نموده و خلافكار سزاوار تنبیه و سرزنش می باشد و حال آنكه بزهكار یا مجرم كسی است كه مرتكب عملی می شود كه بر طبق قانون برای آن مجازات تعیین گردیده است لیكن در اصطلاح آسیب شناسی اجتماعی و روانشانسی جنائی معمولا افراد خلافكار و مجرم را در یك ردیف نام می برند اما بیم آن می رود كه خلاف، عواقب وخیمی در برداشته و احتمال بزهكاری در پیش باشد.
فرد خلافكار دچار یك نوع ناراحتی و فشار درونی است كه می توان بوسیله بربیان ریشه یابی و جلوگیری نمود و بزهكار یك نوع خلاف شدیدتر است كه طبق قانون، مجاز است برای آن تعیین گردیده است مانند: دزدی،‌ تخریب،‌ مجروح و زخمی كردن و آزار مردم، اعمال جنسی نامشروع و منافی عفت و عصمت،‌ قتل و امثال آنها یا بعبارت دیگر بزه سركشی فرد است در برابر اراده اجتماع كه بوسیله مقررات و قانون تعبیر گردیده است.
همانطور كه اشاره شد در شناخت عوامل جرم و نوع آن و با توجه به شرایط زمانی و مكانی در جوامع مختلف متفاوت می باشد،‌ بعنوان مثال در برخی از جوامع برخی از اعمال و رفتارها جرم تلقی شده و در برخی دیگر جرم تلفی نمی شود همچنین ممكن است اعمالی در مقطع و زمانی انحراف و زمان و مقطع دیگر عادی بنظر برسد یا از لحاظ كم و كیف و نوع برخورد با آن در هر جامعه قوانین بخصوصی حاكم باشد مانند بی حجابی كه زمانی از لحاظ قانون نامشروع و دارای یك دید انحرافی و زمانی دیگر مشروع به حساب آید.
عوامل متعددی در ایجاد انحرافات نقش دارند كه شناسائی آنها و تحلیل و بررسی صحیح آنها ما را در راهیابی به پیشگیری یا عدم رشد آن در جامعه كمك زیادی خواهند نمود كه سعی خواهیم كرد آنها را بصورت اجمال شرح دهیم. ما در این بررسی دسته بندیهای زیر را مورد توجه قرار خواهیم داد: عوامل زیستی،‌ عوامل روانی عاطفی،‌ عوامل اقتصادی،‌ عوامل سیاسی و عوامل فرهنگی.
عوامل موثر در ایجاد انحراف:
عوامل زیستی یا اثر وراثت در انحراف:
یكی از عوامل و شرایط زمینه ساز انحرافات و جرم را اثر وراثت یا حالات جسمانی و نفسانی پدر و مادر و اثر انتقال آن به فرزند دانسته اند  بسیاری از دانشمندان از جمله ریبو و فری معتقدند بسیاری از ابتلاآت و بیماری والدین مثل اعتیاد، اختلالات روانی روی نطفه ها و ژنها اثر می گذارند و عده دیگر عامل كروموزوم اضافی را در انحراف موثر می دانند و عده ای دیگر چون لومبروزو،‌ سیمای افراد را در شكل گیری جرم موثر می دانند.
برخی نقائص جسمانی و همچنین زشتی و زیبائی افراد، وضع مزاج و بیماری،‌طرز كار غدد و اختلالات آن و عوارض جسمانی را علتی برای زمینه های پیدایش جرم می دانند هر چند جرم شناسان به این نتیجه رسیده اند كه وراثت علت جرم نمی باشد اما اغلب نظرات به اینجا منتهی شده كه بین جسم و روان رابطه ای است و برخی از صفات جسمی موجب پیدایش روحیه ها و استعدادهائی در زمینه جرم و انحراف میگردد. از دیدگاه اسلام نیز هرچند نظریه های جنایتكار بالفطره بودن را نمی پذیرد اما صفات ارثی و تفكرات و حالات ارثی را قابل انتقال دانسته و صفات ارثی انحرافی را زمینه می داند نه عامل برای هر جرم و انحراف.
عوامل عضوی و نقایص جسمانی، زشتی و زیبائی هم می تواند بدلیل نوع دید خود یا اجتماع از ایشان از جنبه حقارت یا شرافت به ایشان نگریسته می شود موجب زمینه های انحراف شود وضع مزاج و بیماریهای جسمانی و اختلالات در ترشح غدد می تواند نیز می تواند از عوامل باشد كه تعادل روانی را برهم زده و موجب بروزحالات نامناسب از جمله اختلالات عصبی، بلوغ زودرس یا بلوغ دیررس یا خستگی مفرط و بیخوابی و … شود كه این مسائل و مشكلات ممكن است زمینه ساز انحرافات خشونت و جنایت شود.
با توجه به عوامل زیستی و وراثتی روحی و جسمی نقشهای آن در ایجاد زمینه های انحرافی چند اقدام برای پیشگیری یا حداقل كردن میزان آن ضروری بنظر می رسد:
1-    تاثیر عملكرد به موقع دستگاههای بهداشتی و درمانی كشور،‌ چون اثرات وراثتی از طریق زوج به فرزند منتقل می شود لذا هر یك از زوجین می بایست موظف شوند قبل از شروع زندگی و یا قبل از بچه دار شدن نسبت به پاكسازی حالات و تفكرات روحی و همچنین سالم سازی وضعیت جسمانی تا جائی كه توانائی دارند اقدام نموده و در صورت نداشتن حالات روانی و وضعیت جسمی سالم به طریق مقتضی و كارشناسی شده نسبت به ایجاد نسل اقدام كنند.
2-     بالا بردن سطح آگاهی زوجین و اجتماع از طریق تبلیغاتهای مفید و مختلف بصورت ایجاد مراكز فرهنگی و مشاوره ای اجباری
3-     اقدام مناسب مراكز تحقیقی و درمانی مطابق با سطوح جهانی در جهت پیشگیری یا درمان زوجین قبل از تفكر بچه دار شدن
4-     بالا بردن سطح آگاهی جامعه نسبت به برخورد صحیح با نقائص جسمی و روحی افراد و درك مناسب مسائل و مشكلات ایشان.
كه البته رسانه های جمعی نقش به سزائی در اینگونه موارد می توانند ایفاء نمایند.


علل روانی،‌ عاطفی:
یكی دیگر از عوامل زمینه ساز انحرافات در جامعه را می توان عوامل عاطفی و روانی نام برد كه فرد در اثر عوامل و شرایط نامناسب دچار حالات و اختلالات ضد و نقیضی می گردد و تعادل فكری و روحی خود را از دست داده و برای بدست آوردن آرامش دست به هر كاری هر چند انحرافی میزند علل روانی-عاطفی را از چند جنبه می توان مورد بررسی قرار داد كه از آن جمله: 1- جنبه ای فطری و سرشتی انحراف و جنبه های ارثی 2 اختلالات ذهنی – هوشی 3 اختلالات روانی- شخصیتی.
جنبه های فطری و سرشتی و جنبه های ارثی قبلا اشاره شد اما اختلالات ذهنی و هوشی،‌ نارسائی عقلی و كند ذهنی و جهل و نادانی را زمینه ساز انحراف مصرفی كرده اند و همچنین اختلالات روانی و شخصیتی را شامل جنونهای رفتاری و اختلالات عصبی و ضعف اراده              دانسته اند.
بسیاری از انحرافات و كجرویها در رابطه با جنبه های عاطفی افراد نیز قابل بررسی و تحلیلند كه در این رابطه می توان از عواملی چون ترس،‌ خشم،‌ اضطراب،‌ محرومیت،‌ شكست و … نام برد. تمامی جوامع با اینگونه اختلالات روانی و عاطفی روبرو هستند و شاید به جرات بتوان گفت كه اینها منشاء‌ اكثر انحرافات و جرمها هستند كه در پیدایش آنها عوامل متعددی می توانند نقش داشته باشند كه به مواردی اشاره می شود:
1-    گاهی ناشی از نقص در كاركرد اعضاء‌ بوده و زمانی ناشی از وجود عیب در اعضاء‌ بدن می باشد
2-     گاهی ارثی است مانند پاره ای از صرعها
3-     زمانی محیطی است مثل جنون ناشی از سفیلیس
4-     تجارب نیكیابد در برخورد با دیگران
5-     وجود عقده ها و ارضاء‌  نشدن خواسته ها
6-     احساس گناه وفشار ناشی از عذاب فكری یا همان عذاب وجدان 7-احساس حقارت و عدم شخصیت بسیاری از  جامعه شناسان و حتی جرم شناسان ریشته تمام آسیب های اجتماعی در محیط اجتماعی جستجو می كنند كه از آن جمله اند: خانواده – مدرسه – اجتماع و ….
7-    چند مورد از راه حل های پیشگیرانه از اختلالات روانی و عاطفی در جامعه كه ضروری بنظر می رسد.
1-    ایجاد مراكز تحقیقاتی وعلمی  روانشاسی و روانكاویبرای شناسایی و ریشه یابی اینگونه اختلالات در افراد و شروع درمان در ایام كودكی و پیشگیریهای آن و بها دادن به اینگونه مراكز
2-    خانواده و بخصوص پدر ومادر و مدرسه اولین نقشهای موثر در سلامت روحی وعاطفی را دارند كه باید درجامعه مورد توجه قرار گیرند.
3-    نقش موثر معلمان علوم تربیتی وترویج اخلاق و صفات حسنه و منع صفات غیر اخلاقی كه می تواند از طریق بهینه سازی متون كتب دینی توسط آموزش  و پرورش صورت پذیرد.
4-    اجتماع و مسئولان حكومتی ملزم به برپئی حق و حقوق عادلانه در تمامی سطوح و دفاع از حقوق شخصیتی و عاطفی ایشان باشد.
5-    تبلیغات و اطلاع رسانی از وضعیتهای روحی و عاطفی افراد و شكل صحیح برخورد با آنها بصورت فیلم و برنامه های جاذبه دار و جلوگیری از ترویج فرهنگها و علوم مخرب كه تشدید كننده اینگونه اختلالات هستند.


علل و عوامل فرهنگی:
كار فرهنگ تعیین و تنظیم قواعد و آداب و رسوم جامعه است ومی تواند از عوامل كنترل كننده بحساب آید كه همه شئوون زندگی انسانها را زیر نظر می گیرد، برخی از مردم شناسان معتقدند كه كجروی و انحراف حاصل تضادهای فرهنگی و معرف پرورش یافته فرهنگ جامعه خویش است و پای بند به فرهنگ جامعه است كه او را كجرو بار آؤرده است.
از عوامل كه در ایجاد و یا دامن زدن به انحراف موثرند ظهور فلسفه ها وایدئولوژیهای جدید است هر چند شاید در برخی از جهات نظریه هایی پربار داشته باشند اما كثرت وتفاوت و گرایشات ضد و نقیضی را در جامعه موجب می شوند كه موافق طبیعت و فطرت انسان نمی باشند كه تعال روحی را از میان برداشته و برای آدمی خطر آفرین است
اخلاق و آداب و رسوم و طرز فكرهای ناشی از آن همچون خشونت (در بین نازیها) تزلزل بعانی آن آمیختگی آن با افسانه ها و خرافات، تعصبات، كینه ها و نوع ارزشهای اخلاقی و میزان پای بندی مردم به آن در دامن زدن به انحراف موثرند.
بین فرهنگ و مذهب و جریانات جامعه خود و ساخته و پرداخته بودن مذاهب به دست بشر، خود از جمله عوامل زمینه ساز خرافات بوده و نقش اخلاقی مذاهب در تصفیه روح و روان و افكار جامعه موثر است(نازیسم در آلمان صهیونیسم در بین یهودیان،گرایش سنی و شیعه و اسلام و …)
ادبیات و هنر: متون، اشعار، ضرب المثلها استعارات كنایات و سبكها و … گاهی خشونت را ترویج می كنند و زمانی عطوفت را و زمانی سازنده و پر بار هستند و گاهی منحرف كنند و بی محتوا لذا می توانند در ترویج و تبلیغ انحراف و یا موثر در پیشگیری از آن باشند.

دگرگونی سریع فرهنگی:
تغییرات ناگهانی و سریع یك فرهنگ موجب می شود فرهنگ قدیم و فرهنگ جدید بصورت متضاد در اذنان مردم جلوه گر شده وعدم توانایی در تطبیق با فرهنگ جدید فرد را به انحراف و یا بی بند و باری كشانده و از فرصتها استفاده نادرست می كنند.
آدمی شدیدا تحت تاثیر فرهنگ است و عقب ماندگی فكری و فرهنگ و ضعف در برابر فرهنگهای بیگانه علت العلل همه انحرافات و ضایعات است. در بررسی علل انحراف فرهنگی هیچ تئوری به اندازه تئوری عقب ماندگی فرهنگی سبب كجروی و انحراف شناخته نشده است. طرفداران تئوری عقب ماندگی می گویند كه برخی انسانها ناگریز به انحراف و اختلالند از آن بابت كه خود را در كام افكار و اندیشه متضاد و متناقض می دانند و رفتاری اندیشیده و ضابطه ای نیست كه آنها را تحت كنترل درآورد و وابستگی آنها به فرهنگ خاص سبب پیدایش اختلال است و مادام كه ان فرهنگ شناخته نشود امكان تصمیم گیری برای اصلاح نخواهد بود.
تربیت: تربیت نیز در سطوح مختلف خانواده، آموزش و پرورش و اجتماعات مختلف در ایجاد یا پیشگیری از انحرافات تاثیر بسزائی دارد. محتوا و روش تعلیم و تربیت، كیفیت اتحامات شیوه سازندگی ها و بازسازی ها همه و همه در این امر موثرند.
علوم و افكار: علوم و افكار را باید دید در یك جامعه چه هدف و مقصدی را تعقیب می كنند. آیا علوم تعهدی دارند یا در خدمت جنگها، ویرانی ها نقشه های استعماری و استثماری است، آیا علوم در خدمت صلح و امنیت هستند یا انحرافات و این افكار هستند كه علوم را می سازند و این افكار هستند ه علوم را بوجود می آورند پس كار ریشه ای بر روی افكار بكر و سالم جهت دستیابی به علوم سالم و استفاده سالم و بهینه از آنها راه حل مهم ومنطقی پیش گیری از انحرافات از طریق علوم و افكار است.
وسایل ارتباط جمعی: بعقیده مربیان،روانكاوان وروانپزشكان رهبری فكری جامعه را وسایل ارتباط جمعی در دست  دارند و اثرات انكار ناپذیری در رفتار مردم بویژه كودكان و نوجوانان و مخصوصاً در آنچه كه مربوط به جنبه های جنائی و شهوانی است دارند. نمایش اعمال خشونت آمیز، صحنه های هیجان انگیز، سكسی، صحنه های پرخاشگرانه و تند خویانه موجب سخت دلی، بیرحمی، آدم كشی و شرارت و … افراد را بصورت ناخودآگاه فراهم می آورد
عوامل اجتماعی
بسیاری از جامعه شناسان و حتی جرم شناسان ریشه تمام آسیب های اجتماعی را در محیط اجتماعی جستجو می كنند. دوركیم انحراف را از ویژگیهای جامعه می داند كه از متن و عمق آن می جوشد، وی می گوید در همه جوامع افرادی هستند كه از هنجارهای جامعه سرپیچی كنند و جامعه شناسان و جرم شناسانی از قبیل ساترلند و سلین، نقش محیط اجتماعی را در انحراف تایید می كنند و در كل انحراف را معلول عجز منحرف در تطبیق خود با شرایط و مقتضیات حیات اجتماعی می دانند هر چند عوامل اجتماعی زمینه موثر را برای ایجاد انحرافات یا جرمها ایجاد می كنند ولی تنها عوامل نبوده و عوامل دیگری چون اراده فردی نیز دخیل می باشند، ما در امور مربوط به اجتماع از چهار دسته باید یاد كنیم كه عبارتند از خانواده مدرسه اجتماع و عوامل دیگر.
خانواده :
دامنه تاثیر خانواده بحدی است كه حتی روانشناسان از شیر گرفتن نابهنگام كودك و یا سوء تغذیه او را در انحرافش موثر می دانند. عواملی از قبیل شرایط خانوادگی، از هم پاشیدگی فقر و ثروت روابط اعضاء وضع تربیتی و ارشهای مورد قبول شرایط عاطفی، با وضع اقتصادی، توافق و مهر، خشونت و سختگیری امنیت و ثبات آن در همه و همه در انحرافات و عوامل پدید آؤرنده آن موثرند كه ذیلا به مواردی از آنها اشاره می كنیم.
1-اهمیت سالهای اولیه زندگی
نوع تشویق ها تبیه ها تخدیرها بی اعتنایی ها و نوع رفتارها در مراحل اولیه زندگی فرد آثاری برای دوره های بعدی در او بجای می گذارند و همچنین توجه والدین و سطح گاهی ایشان، آموزشهای ضروری و نوع آن تجارب خوب یا بد مكتب از محیط خانواده است.
3-كمبودهای عاطفی:
روابط نادرست والدین  با كودك در جنبه مهر روزی، ضعف احساس تعلق بین اعضای خانواده، ضعف در آزادی كه افراطش سبب پر توقعی و اندكش سبب احساس محرومیت است، عدم احساس حمایت و امنیت و مقبولیت در نزد والدین سختگیریهای افراطی والدین در اجرای انضباط، كمبود اقتدار پدر، تولد كودكی جدید و بی توجهی والدین به كودك، واداشتن طفل به احساس گناه و … از جمله موارد در زمینه ساز انحراف است.
4-دیگر مسائل خانواده از قبیل
شرایط زندگی، مرگ یا ازدواج مجدد والدین، سختگیری در امور اقتصادی طرد كودك از خانواده محل سكونت نامناسب انحراف و لغزش پدر یا مادر درجنبه اخلاقی نا مشروعیت فرزند كه خود سبب احساس خواری می شود عدم رسیدگی به فرزندان در تغذیه بهداشت آموزش و پرورش بعلت كثرت فرزندان از موارد دیگر زمینه ساز انحرافات است.
مدرسه:
چه بسیارند خانواده هایی كه فرزندان خود را بر اساس شرایط مناسبی تربیت می كنند ولی طفل پس از ورود به عرصه مدرسه یا اجتماع دچار انحرافات و لغزشهایی می شود. عوامل بسیاری در این زمینه قابل ذكر است كه ذیلاً به مواردی از آن اشاره می شود.

1-عوامل مدرسه این انحراف:
2-اختلافات خانوادگی
نزاع و درگیری زن و شوهر در حضور فرزندان تضادهای فكری و عقیدتی اعضاء خانواده، وجود مسائلی چون متاركه جدائی و طلاق، لاقیدهای والدین نسبت به زندگی و فرزندان وكیفیت روابط زوجین از عوامل موثر زمینه ساز در انحرافات كودكان و جامعه است.
3-كمبودهای عاطفی:
روابط نادرست والدین با كودك در جنبه مهر ورزی ضعف احساس تعلق بین اعضای خانواده ضعف در آزادی كه افراطش سبب پرتوقعی و اندكش سبب احساس حمایت و امنیت و مقبولیت در نزد والدین سختگیریهای افراطی والدین در اجرای انضباط، كمبود اقتدار پدر، تولد كودكی جدید و بی توجهی والدین به كودك، واداشتن طفل به احساس گناه و … از جمله موارد زمینه ساز انحراف است.
4-دیگر مسائل خانواده از قبیل:
شرایط زندگی، مرگ یا ازدواج مجدد والدین، سختگیری در امور اقتصادی طرد كودك از خانواده محل سكونت نامناسب، انحراف و لغزش پدر یا مادر در جنبه اخلاقی، نامشروعیت فرزند در تغذیه بهداشت آموزش و پرورش بعلت كثرت فرزندان از موارد دیگر انحرافات است.
مدرسه:
چه بسیارند خانواده هایی كه فرزندان خود را بر اساس شرایط مناسبی تربیت می كنند. ولی طفل پس از ورود به عرصه مدرسه یا اجتماع دچار انحرافات و لغزشهایی می شود. عوامل بسیاری در این زمینه قابل ذكر است كه ذیلاً به مواردی از آن اشاره می شود.

1-عوامل مدرسه ای انحراف:
اهداف و مقاصد مدرسه و اصولا دستگاه آموزش و پرورش، روش تربیتی كه توسط مدیر و ناظم و معلم اعمال می شود، محتوای كتب درسی و لوازم بصورت رسمی و غیر رسمی، میزان تكالیف درسی و كیفیت عرضه آن، جنبه رفتاری و اخلاقی و الگویی معلم و مربی، سلامت یا انحراف مسئولان كه گاهی ممكن است سبب ایجاد معذه ای در كودك شود، كنترلهای انضباطی و غیر قابل تحمل كه حتی ممكن است سبب فرار گردد، جنبه های عاطفی و محبت سستی روابط، خشم و قهر و غیره ناراحتی های اخلاقی یا عاطفی و محرومیت های دیگر دانش آموزان كه در همكلاسیهایشان اثر دارد، تنوع فرهنگ ها كه از خانواده ها نشات گرفته و در مدرسه شایع می شود و مسائلی دیگر چون زودباوری ایرادگیری ها، اذیت كردنها و …. موجب انحراف می شود.
2-گروه همسالان:
در مدرسه وجود گروه همسالان كه معاشرند ولی ممكن است همسن و همكلاس نباشد در تشكیل رفتار و ایجاد خلق و خوئی خاص در فر موثر است و زمینه ساز انحراف یا تداوم سلامت است. جرگه اجتماعی در سه مرحله ممكن است بیش از والدین در رفتار فرد تاثیر داشته باشد:
-    در مورد كوچ خانواده از منطقه ای و ورود به منطقه جدید
-    در سنین بلوغ و نوجوانی كه مسائلی خاصل و از نظر آنها شرم آور، بر ایشان مطرح شده و آنها برای اسرار و رازهایشان و همچنین رفع نیازها، احساس همانندی با هم دارند.
-    در مواردی كه خانواده دچار نابسامانی است و تعارض نقشهای و وجد تضاد در رفتار، خود عامل برای ایجاد انحراف است نقش روابط سنین بالا با خرد سالان نیز تاثیر بسزائی در ایجاد انحراف دارد كه در این رابطه می بایست مراقبت خاصی در معاشرت های اینچنینی اعمال شود...

 

منابع:
1-    Google/ravanshenasi/.com
2-    جامعه شناس جنایت ترجمه فریدون وحیدا نوشته میشل بست
3-    مبانی جرم شناسی تالیف مهدی كی نیا

لینک کمکی