بررسی فرش دستبافت ایران و مزیت های نسبی در تولید و صادرات آن

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

توجه : این فایل به صورت فایل ورد (Word) ارائه میگردد و قابل تغییر می باشد


بررسی فرش دستبافت ایران و مزیت های نسبی در تولید و صادرات آن دارای 355 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی فرش دستبافت ایران و مزیت های نسبی در تولید و صادرات آن کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

چكیده :
نقش و اهمیت موضوع مزیت نسبی در طراحی سیاست های تجاری كشورها و گزینش روندهای مناسب تولید و صادرات كالا ، امری انكارناپذیر است ؛ بطوریكه در حال حاضر بخش عمده ای از مباحثات و مذاكرات بین المللی در زمینه تجارت ، به ارائه راهكارهایی جهت رفع نواقص بازارها و هدایت بازارها به سمت وسوی بهره‌مندی از مزیت نسبی اختصاص یافته است . در این میان عوامل مختلفی در هر یك از مراحل تولید ، صادرات و تقاضای كالا ، مزیت نسبی یك كشور را متأثر می‌سازند و این امر موجب ایجاد تغییر در جایگاه كشورها به لحاظ برخورداری از مزیت نسبی در عرصه بین المللی شده است . این امر ما را بر آن می دارد كه نسبت به بررسی مزیت نسبی كالاهای تولیدی - صادراتی در كشور اقدام نمائیم .
هنر-صنعت فرش دستباف از جمله صنایعی است كه طی سالهای اخیر شاهد نوسانات شدید در روند تولید و صادرات آن بوده ایم . بر همین اساس تحقیق حاضر سعی دارد ضمن معرفی شاخص های مختلف تعیین مزیت نسبی ، به اندازه گیری مزیت نسبی كشور در زمینه تولید و صدور فرش دستباف و ارزیابی نقش عوامل مؤثر بر آن بپردازیم . به این منظور ، شاخص مزیت نسبی آشكار شده (RCA) جهت محاسبه مزیت نسبی كشور در صادرات فرش دستباف ، شاخص هزینه منابع داخلی (DRC) جهت محاسبه مزیت نسبی كشور در تولید فرش دستباف و كشش قیمتی تابع تقاضای جهانی فرش دستباف ایران به منظور محاسبه مزیت نسبی رقابتی كشور مطمح نظر قرار گرفته اند .
نتایج حاصل از محاسبه شاخص RCA حاكی از آن است كه ایران طی سالهای مورد بررسی دارای مزیت نسبی در زمینه صادرات فرش دستباف بوده است (RCA>1) . البته تخمین تابع روند تغییرات شاخص RCA نشان دهنده نوسانات شدید وضعیت مزیت نسبی كشور در زمینه صادرات این كالا می باشد . تخمین كشش قیمتی تابع تقاضای جهانی فرش دستباف ایران ، نمایانگر چسبندگی شدید مقدار تقاضای فرش ایران با قیمت فروش آن در سطح بین المللی است (E>1) . محاسبات انجام شده در خصوص شاخص DRC نیز حكایت از آن دارد كه كشور در زمینه تولید فرشهای اعلاباف 60 رج تمام ابریشم در استانهای آذربایجان شرقی و قم و فرشهای معمولی باف 50-45 رج در استانهای اصفهان و خراسان دارای مزیت نسبی و در تولید فرشهای درشت باف 30 رج در استان همدان از عدم مزیت نسبی برخوردار است .
به منظور تحلیل نتایج بدست آمده ، ضمن محاسبه نرخ ارز غایی ، قیمت غایی فروش، ارزش غایی مواد اولیه داخلی و نهاده های قابل تجارت به كار رفته در تولید هر مترمربع فرش دستباف ، اقدام به محاسبه و تحلیل كشش ارزی و قیمتی DRC و همچنین كشش DRC نسبت به تغییرات ارزش مواد اولیه داخلی و ارزش نهاده های قابل تجارت نموده ایم . مهمترین عوامل مؤثر در مزیت نسبی كشور در تولید و صادرات فرش دستباف نیز در قالب سؤالات پرسشنامه های تحقیق و در سطح میدان تحقیق (استانهای آذربایجان شرقی ، قم ، اصفهان ، خراسان و همدان) مورد پرسش قرار گرفته و نتایج بدست آمده با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با بكارگیری روشهای تحلیل آماری (توصیفی و استنباطی) نسبت به ارزیابی نقش عوامل مذكور بر مزیت نسبی كشور اقدام شده است .
كلمات كلیدی : راهبرد توسعه ، تجارت بین الملل ، مزیت نسبی

فهرست مطالب

چكیده
فصل اول: كلیات
1-1- مقدمه 2
2-1- اهمیت تحقیق 2
3-1- فرضیات تحقیق 4
4-1- اهداف تحقیق 4
5-1- روش شناسی تحقیق 5
6-1- سابقه تحقیق 6
7-1-فصل بندی و رئوس مطالعات تحقیق 8
فصل دوم: مبانی نظری اصل مزیت نسبی
1-2- راهبرد های توسعه اقتصادی و جایگاه تجارت بین الملل 10
1-1-2- راهبردهای درونگرای توسعه اقتصادی 11
2-1-2- راهبردهای برونگرای توسعه اقتصادی 13
2-2- تأثیر تجارت بین الملل بر رشد اقتصادی 16
1-2-2- تفسیر سنتی نقش تجارت بین الملل 16
2-2-2- تفسیر نوین نقش تجارت بین الملل 18
3-2- مبانی تئوریك تجارت بین الملل و مزیت نسبی 19
1-3-2- دیدگاه مزیت مطلق آدام اسمیت 19
2-3-2- دیدگاه مزیت نسبی دیوید ریكاردو 20
3-3-2- مزیت نسبی و هزینه فرصت های از دست رفته 21
4-3-2- دیدگاه مزیت نسبی هكشر – اوهلین (نظریه جدید تجارت بین الملل) 21
4-2- مزیت نسبی و سودآوری تجارت بین الملل 24
5-2- شكاف فن آوری و پویایی در مزیت نسبی 29
6-2- مزیت نسبی بالفعل و بالقوه 34
1-6-2- مزیت نسبی بالفعل اسمی 36
2-6-2- مزیت نسبی بالفعل حقیقی 36
3-6-2- مزیت نسبی بالقوه اسمی 36
4-6-2- مزیت نسبی بالقوه حقیقی 36
فصل سوم: روش شناسی تعیین مزیت نسبی
1-3- شاخص های مزیت نسبی آشكارشده (RCA) 41
1-1-3- شاخص های مبتنی بر آمار تولید و صادرات 41
1-1-1-3- معیار سهم صادرات 42
2-1-1-3- معیار سهم خالص صادرات 43
3-1-1-3- شاخص یونیدو 43
2-1-3- شاخص های مبتنی بر آمار صادرات 43
1-2-1-3- شاخص بالاسا (BAL) 43
2-2-1-3- شاخص دانگز – ریدل (DR) 45
3-2-1-3- شاخص های خالص یونیدو 45
3-1-3- شاخص های مبتنی بر آمار صادرات و ابزار آماری 45
1-3-1-3- نگرش درآمدی 46
2-3-1-3- نگرش رتبه ای 46
3-3-1-3- نگرش ثبات 47
4-3-1-3- نگرش درآمدی – ثبات 47
2-3- محدودیت های شاخص های RCA 48
3-3- شاخص های مبتنی بر روش های اقتصادسنجی 49 صفحه
1-3-3- تخمین توابع عرضه و تقاضای محصول 49
2-3-3- روش دیك 52
4-3- شاخص مبتنی بر روش برنامه ریزی 53
5-3- شاخص های طرف عرضه 54
1-5-3- معیار هزینه منابع داخلی (DRC) 55
1-1-5-3- پیشینه كاربرد و فرمول محاسباتی DRC 55
2-1-5-3- تعریف قیمت های سایه ای و نقش آن در محاسبه DRC 58
3-1-5-3- تبدیل عوامل تولید خارجی به داخلی و وضعیت DRC 63
2-5-3- معیار نرخ حمایت مؤثر (EPR) 65
3-5-3- معیار تجزیه و تحلیل منافع اقتصادی (SBA) یا سودآوری خالص اجتماعی (NSP) 65
4-5-3- معیار الگوی داده – ستانده، برنامه ریزی و هزینه منابع داخلی 66
6-3- شاخص‌های طرف تقاضا 68
1-6-3- اهمیت شناخت بازارهای هدف صادراتی در ایجاد مزیت نسبی رقابتی 69
1-1-6-3- نقش مشخصه های تقاضا در بازارهای هدف بر ایجاد مزیت نسبی رقابتی 71
2-1-6-3- نقش تجزیه بازارهای هدف در ایجاد مزیت نسبی رقابتی 72
3-1-6-3- اهمیت روابط سیاسی در ایجاد مزیت نسبی رقابتی 72
2-6-3- كاربرد شاخص های طرف تقاضا در تعیین مزیت نسبی رقابتی 73
7-3-بررسی مبانی نظری نمونه گیری و انجام فعالیت میدانی تحقیق 75
1-7-3- علل نمونه گیری 76
2-7-3- روش های مختلف نمونه گیری در تحقیقات میدانی 77
3-7-3- انواع نمونه گیری احتمالی (تصادفی) 78
1-3-7-3- نمونه گیری تصادفی ساده 79
2-3-7-3- نمونه گیری تصادفی سیستماتیك 79
3-3-7-3- نمونه گیری تصادفی خوشه ای 80
4-3-7-3- نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده 80
4-7-3- روش تعیین حجم نمونه 81
5-7-3- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصله از فعالیت میدانی تحقیق 83
6-7-3- روش های تحلیل آماری 84
1-6-7-3- آمار توصیفی 84
2-6-7-3- آمار استنباطی 85
1-2-6-7-3- تحلیل آزمون ناپارامتریك چی دو 85
2-2-6-7-3- تحلیل عامل (Factor Analysis) 86
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل نتایج حاصله از اندازه گیری مزیت نسبی
1-4- بررسی مزیت نسبی در صادرات فرش دستباف ایران 91
1-1-4- بررسی روند صادرات فرش دستباف ایران 92
2-1-4- محاسبه مزیت نسبی در صادرات فرش دستباف ایران 94
3-1-4- بررسی روند تغییرات شاخص RCA در صادرات فرش دستباف كشور 100
4-1-4- بررسی نقش عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در صادرات فرش دستباف كشور 101
2-4-بررسی مزیت نسبی رقابتی كشور در صنعت فرش دستباف 126
1-2-4- محاسبه مزیت نسبی رقابتی كشور با استفاده از تخمین مدل تقاضای صادراتی فرش دستباف 129
3-4- بررسی مزیت نسبی كشور در تولید فرش دستباف 131
1-3-4- نحوه كاربرد معیار DRC در محاسبه مزیت نسبی كشور در تولید فرش دستباف 132
2-3-4- نحوه برآورد قیمت های سایه ای به منظور محاسبه مزیت نسبی حقیقی كشور در تولید فرش دستباف 133
1-2-3-4- برآورد قیمت سایه ای عوامل داخلی تولید فرش دستباف 133
2-2-3-4- برآورد قیمت سایه ای نهاده های قابل تجارت درتولید فرش دستباف 137
3-2-3-4- برآورد قیمت سایه ای نرخ ارز 138
3-3-4- محاسبه مزیت نسبی در تولید فرش دستباف 143
4-3-4- بررسی مزیت نسبی در تولید فرش دستباف در استان آذربایجان شرقی 143
1-4-3-4- پیشینه قالی بافی در آذربایجان 143
2-4-3-4- ویژگیهای ظاهری قالی های آذربایجان 146
3-4-3-4- ویژگیهای فنی بافت در قالی های آذربایجان 148
4-4-3-4- آنالیز قیمت تمام شده تولید فرش دستباف در استان آذربایجان شرقی 150
5-4-3-4- محاسبه مزیت نسبی تولید فرش دستباف در استان آذربایجان شرقی 151
6-4-3-4-تجزیه و تحلیل آماری نقش عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در تولید فرش دستباف در استان آذربایجان شرقی 153
5-3-4- بررسی مزیت نسبی در تولید فرش دستباف در استان قم 177
1-5-3-4- پیشینه قالی بافی در قم 177
2-5-3-4- ویژگیهای فنی بافت در قالی های قم 178
3-5-3-4- ویژگیهای ظاهری قالی های قم 179
4-5-3-4- آنالیز قیمت تمام شده تولید فرش دستباف در استان قم 180
5-5-3-4- محاسبه مزیت نسبی تولید فرش دستباف در استان قم 181
6-5-3-4-تجزیه و تحلیل آماری نقش عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در تولید فرش دستباف در استان قم 183
6-3-4- بررسی مزیت نسبی تولید فرش دستباف در استان اصفهان 205
1-6-3-4- پیشینه قالی بافی در اصفهان 205
2-6-3-4- ویژگیهای ظاهری قالی های معاصر اصفهان 206
3-6-3-4- ویژگیهای فنی بافت در قالی های اصفهان 207
4-6-3-4- آنالیز قیمت تمام شده تولید فرش دستباف در استان اصفهان 210
5-6-3-4- محاسبه مزیت نسبی تولید فرش دستباف در استان اصفهان 211
6-6-3-4-تجزیه و تحلیل آماری نقش عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در تولید فرش دستباف در استان اصفهان 213
7-3-4- بررسی مزیت نسبی تولید فرش دستباف در استان خراسان 236
1-7-3-4- پیشینه قالی بافی در خراسان 236
2-7-3-4- ویژگیهای ظاهری و فنی بافت قالی در مهمترین مراكز قالی بافی در استان خراسان 237
3-7-3-4- آنالیز قیمت تمام شده تولید فرش دستباف در استان خراسان 244
4-7-3-4- محاسبه مزیت نسبی تولید فرش دستباف در استان خراسان 245
5-7-3-4-تجزیه و تحلیل آماری نقش عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در تولید فرش دستباف در استان خراسان 247
8-3-4- بررسی مزیت نسبی تولید فرش دستباف در استان همدان 269
1-8-3-4- پیشینه قالی بافی در همدان 269
2-8-3-4- ویژگیهای ظاهری قالی های همدان 270
3-8-3-4- ویژگیهای فنی بافت در قالی های همدان 271
4-8-3-4- آنالیز قیمت تمام شده تولید فرش دستباف در استان همدان 274
5-8-3-4- محاسبه مزیت نسبی تولید فرش دستباف در استان همدان 275
6-8-3-4-تجزیه و تحلیل آماری نقش عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در تولید فرش دستباف در استان همدان 277
9-3-4- تجزیه و تحلیل نقش عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در تولید فرش دستباف كشور 299
1-9-3-4- تجزیه و تحلیل نرخ ارز غایی 299
2-9-3-4- تجزیه و تحلیل قیمت غایی فروش هر متر مربع فرش دستباف 301
3-9-3-4- تجزیه و تحلیل ارزش غایی مواد اولیه داخلی هر متر مربع فرش دستباف 303
4-9-3-4- تجزیه و تحلیل ارزش غایی نهاده های قابل تجارت هر متر مربع فرش دستباف 305
5-9-3-4- تجزیه و تحلیل كشش ارزی DRC 306
6-9-3-4- تجزیه و تحلیل كشش قیمتی DRC 307
7-9-3-4- تجزیه و تحلیل كشش DRC نسبت به ارزش مواد اولیه داخلی 308
8-9-3-4- تجزیه و تحلیل كشش DRC نسبت به ارزش نهاده های قابل تجارت 309
9-9-3-4- ارزیابی عوامل مؤثر بر مزیت نسبی كشور در تولید فرش دستباف براساس مطالعات میدانی تحقیق 310
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
1-5- خلاصه نتایج تحقیق 331
2-5- ارائه سیاست های كاربردی 340
فهرست منابع 343
پیوست 345

1-1- پیشگفتار :
دستیابی به هدف رشد و توسعه اقتصادی ، زمینه ساز تدوین و اجرای راهبردهای مختلف توسعه اقتصادی در كشورهای جهان شده است . . در این میان عملكـرد اقتصـادهای دنبال كننده استراتژی هـای برون نگر در تباین آشكاری با دیگر اقتصادهایی كه استراتژی های درون نگر را دنبال كرده اند، قرار گرفته است. به گونه ای كه عملكرد صادرات و درجه بازبودن اقتصاد ارتباطی منطقی با رشد در درآمد سـرانه داشته است. بدین ترتیب در تئوری های اقتصادی, جایگاه تجـارت بین الملل به عنوان تجـویزی جهت مهـیا كـردن مقــدمات دستیابی به توسعه اقتصادی ترسیم شده است. لیكن سؤالی اساسی كه در این ارتباط باید به دنبال پاسخی برای آن بود آنست كه چه چیزی تركیب كالاها و خدماتی را كه یك كشــور صــادر یا وارد خواهد كرد، تعیین می كند. پاســخ این سؤال را باید در شاخصه هایی جست كه مزیت نسبی یك كشور را تعیین می كند . آنچنان كه از چـارچوب تئوری های اقتصادی قابل استنباط است، تجارت بین الملل بر پایه تولید محصولاتی كه كشـورها در آنها مزیت نسبی دارند، منافـع كشـورهای طـرف مبادله را تضـمین می كند. این نظریات از اقتصاددانانی چون آدام اسمیت و ریكاردو تا نظریه پردازان جدیدتر، همگی بر این اصل توافق نظر دارند كه در یك شرایط مساعد تجاری، مبادله بین كشـورها براسـاس اصـل مزیت نسبی انگیزه هـای بیشتری را برای فعالیت در بخش های مختلف اقتصادی آنها فراهم آورده و موجب افزایش رفاه اقتصادی در كشورها می گردد.
مروری بر روند صادرات فرش دستباف ایران ، به‌خصوص طی دو دهه اخیر بیانگر نوسانات شدید در صادرات این كالا و به تبع آن نوسان در روند تولیدات فرش در كشور می‌باشد. اگرچه برخی از این مشكلات چه در داخل كشور و چه مشكلات مربوط به بازارهای خارجی منبعث از عواملی همچون تحریم‌های اقتصادی و تجاری، انقلاب، جنگ، خشكسالی و … می‌باشد لیكن عدم توجه به مزیت‌های نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف و یا خلق مزیت‌های نسبی در تولید و صادرات این كالا و همچنین درخصوص بازارهای جهانی ، عدم توجه به موضوع مزیت‌های رقابتی و مؤلفه‌های ایجاد برتری در این بازارها با توجه به عملكرد رقبا و سیاست‌های مؤثر دراین‌خصوص، به این موضوع دامن زده است.
بر همین اساس تحقیق حاضر سعی دارد با شناسایی زمینه‌ها و مؤلفه‌های مؤثر بر مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف در كشور ، سیاست های راهبردی مناسب در تولید و صادرات را مبتنی بر شاخص‌های مزیت نسبی و مزیت‌های رقابتی پیشنهاد نماید. این موضوع به خصوص با توجه به ‌آنكه اتخاذ استراتژی جهش صادراتی یكی از محورهای برنامه سوم توسعه درنظر گرفته شده است ، ازجایگاه ویژه ای برخوردار می باشد . بدیهی است كه برای غنای هرچه بیشتر تحلیل‌های تحقیق از شاخص‌های آماری، روش‌های كمّی و مدل‌های اقتصادی به منظور سنجش اثر عوامل مؤثر بر مزیت‌های نسبی در تولید و صادرات فرش استفاده می‌گردد.

2-1- اهمیت تحقیق:
یكی از محورهای برنامه سوم توسعه، اتخاذ استراتژی جهش صادراتی و جهت بخشیدن تولیدات بسوی نیازهای صادراتی و تقاضای بازار جهانی است. توفیق در این زمینه مستلزم شناخت پتانسیل‌ها و توانمندی‌های كشور در امر تولید و صادرات می‌باشد و بدین منظور نیازمند بررسی و تعیین مزیت نسبی محصولات در تولید و صادرات می‌باشیم. فرش دستباف نیز به عنوان یكی از ارزآورترین كالاهای صادراتی همواره مطمح‌نظر سیاستگذاران است، مع‌‌الوصف صدور بی‌رویه فرش بدون توجه به پتانسیلهای تولید فرش در كشور و به گونه‌ای نامتناسب با تقاضای بازار جهانی موجب تنزل سهم ایران در بازارهای جهانی شده است. مقایسه سهم كشورهای عمده صادركننده فرش دستباف در تجارت جهانی این كالا مؤید آن است كه سهم ایران از 41 درصد در سال 1976 به 30 درصد در سال 1998 كاهش یافته است ، در حالیكه طی دوره مذكور سهم اكثر كشورهای رقیب افزایش داشته است . بطوری كه سهم كشور هند در بازار جهانی فرش از 9/4 درصد به 7/22 درصد، سهم چین از 9/4 درصد به 11 درصد ، سهم نپال از 5 درصد به 5/11 درصد و سهم تركیه از 7/3 درصد به 7 درصد افزایش یافته است.
این در حالی است كه صادرات فرش دستباف نه تنها از جنبه صادراتی و ارزآوری اهمیت غیرقابل انكاری دارد ، بلكه همچنین نقش با اهمیتی در ایجاد اشتغال دارد. به طور كلی می‌توان گفت كه فرش دستباف جزء آن دسته از تولیدات است كه تلفیق هنر و صنعت را توأم دارد و دارای مشخصه‌های خاصی است كه عمدتاً عبارتند از:
1- قسمت عمده مواد مصرفی و عوامل تولید فرش دستباف داخلی است.
2- با حداقل سرمایه‌گذاری قابلیت تولید دارد.
3- امكان توسعه و ترویج آن به سهولت فراهم می‌گردد.
4- در مقایسه با سایر صنایع كوچك و متوسط از ارزش افزوده بالاتری برخوردار است.
5- بسیاری از اقلام و مواد اولیه در تولید فرش از جمله پشم و ابریشم از تولیدات بخش كشاورزی و دامپروری بوده كه به تنهایی امكان و یا قابلیت صادراتی برای آنها فراهم نیست ، در حالی كه با متجلی شدن این عوامل تولید در یك محصول نهایی به نام فرش دستباف با ایجاد ارزش افزوده ، زمینه‌های خلق مزیت نسبی در صادرات فراهم می‌گردد.
6- اكثر بافندگان فرش در مناطق روستایی از شاغلین بخش كشاورزی هستند كه بافت فرش به عنوان شغل جانبی آنها محسوب می‌گردد . وجود شرایط مناسب برای تولید فرش ، امكان پایبندی آنها به روستا و در نتیجه كاهش مهاجرت و ایجاد حلقه‌های منطقی بین تولید فرش و تولیدات بخش كشاورزی را فراهم می‌سازد.
بنابراین دستیابی به اهداف برنامه و تدوین یك استراتژی بلندمدت برای تولید و صدور فرش تنها با شناخت توانمندیهای تولیدی و صادراتی كشور محقق می‌شود و این امر انجام پژوهش فراگیر و جامع به منظور بررسی مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف كشور را ضروری می نماید.

3-1- فرضیات تحقیق:
براساس شناسنامه طرح ، فرضیات اساسی تحقیق عبارتند از:
1- در تولید و صادرات فرش دستباف ایران مزیت نسبی وجود دارد.
2- عوامل مؤثر “اقتصادی، فنی و …” بر مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف ایران ، قابل شناسایی و ارزیابی هستند .

4-1- اهداف تحقیق:
1- سنجش مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف ایران.
2- شناسایی عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف و ارزیابی نقش هر یك از آنها.
3- ارائه راهكارهای عملی و مؤثر برای افزایش مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف ایران و افزایش قدرت رقابت‌پذیری آن در سطح بین‌المللی.

5-1- روش شناسی تحقیق :
روشی كه در این پژوهش به منظور دستیابی به اهداف و آزمون فرضیات آن در نظر گرفته شده است ، در برگیرنده طیف گسترده ای از مطالعات كتابخانه ای ، بررسی اسنادی ، استفاده از شاخص های اقتصادی و آماری و انجام فعالیت میدانی بر اساس تنظیم پرسشنامه و در چارچوب میدان تحقیق می باشد .
در بخش مطالعات كتابخانه ای ، به بررسی و انجام مطالعه در خصوص پشتوانه های تئوریك و شاخص های های اقتصادی تعیین مزیت نسبی می پردازیم و با استفاده از فرمولهای كاربردی و جمع آوری اطلاعات لازم ، به محاسبه مزیت نسبی كشور در صنعت فرش دستباف می پردازیم .
نظر به آنكه شناسایی و تحلیل نقش عوامل مؤثر بر مزیت نسبی نیز از اهداف اصلی تحقیق حاضر بوده است، لذا بررسی تأثیر هریك از عوامل مؤثر بر ایجاد مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف در قالب فعالیت میدانی تحقیق در دستور كار قرار دارد . به منظور طراحی دقیق و كارشناسی پرسشنامه های تحقیق، با مراجعه به كارشناسان علوم اجتماعی و متخصصان اهل فن در زمینه فرش دستباف، اقدام به انجام مصاحبه های عمیق می گردد . با جمعبندی نظرات و نیز با توجه به مسائل و مشكلات مطروحه در خصوص فرایند تولید و صادرات ، مهمترین عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف در قالب سؤالات پرسشنامه ها تنظیم می شود . برهمین اساس دو نوع پرسشنامه با عنوان پرسشنامه تولیدی نوع (A) (به تفكیك استان های مورد بررسی) و پرسشنامه صادراتی نوع (B) طــراحی و تدوین می گردد . پس از طراحی پرسشنامه ها ، فعالیت میدانی تحقیق به منظور انجام شناسایی تكمیلی در سطح میدان تحقیق انجام می پذیرد . باتوجه به جامع بودن طرح در سطح ملی، عمده ترین مناطق تولید و صادرات فرش در كشور شامل استان های تهران، آذربایجان شرقی، قم، اصفهان، خراسان و همدان به عنوان جامعه آماری تحقیق انتخاب شده‌اند . در مرحله بعد ضمن كُدگذاری اطلاعات و داده های آماری بدست آمده، این داده ها با استفاده از نرم افزار رایانه ای SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند . در این راستا شاخص های آمار توصیفی شامل شاخص های ویژگی های دموگرافیك و همچنین شاخص‌های گرایش مركزی و شاخص های سنجش پراكندگی محاسبه گردیده و در ادامه با استفاده ازتحلیل آزمون ناپارامتریك چی دو و ابزار تحلیل‌عاملی(Factor Analysis) نسبت به ارائه شاخص های آمار استنباطی اقدام می شود .

6-1- سابقه تحقیق:
سیری در روند مطالعات انجام شده در خصوص بررسی مزیت نسبی ، حكایت از انجام مطالعات گسترده درباره این موضوع دارد . لذا در این قسمت برخی از مطالعاتی كه به نتایجی كاربردی در خصوص مزیت نسبی كالاهای تولیدی دست یافته اند ، مورد اشاره قرار می‌گیرند:
1- موسی‌نژاد و ضرغام (1376) در پژوهشی از معیارهای هزینه منابع داخلی (DRC) و نرخ مؤثر حمایتی (EPR) جهت تشخیص و تجزیه و تحلیل مزیت نسبی محصولات كشاورزی ایران استفاده نمودند. با توجه به معیار DRC ایران در تولید كالاهای گندم آبی و دیم، ذرت دانه‌ای، پنبه و پیاز، لوبیا سفید و لوبیا چیتی دارای مزیت نسبی است و در تولید كالاهای نظیر جو آبی و دیم، سیب‌زمینی، عدس فاقد مزیت نسبی می‌باشد. همچنین ایشان با استفاده از شاخص EPR ، نرخ موثر حمایتی از بازار تولید و بازار نهاده را در مورد محصولات منتخب مورد بررسی قرار داده‌اند و نتیجه می‌گیرند كه محصولات ذرت دانه‌ای، چغندر قند، برنج و لوبیا قرمز تحت حمایت مؤثر بر بازار تولید و محصولات دیگر مورد بررسی تحت تبعیض مؤثر بر بازار تولید و بازار نهاده قرار گرفته‌اند.
2- نوربخش (1376) در پایان نامه كارشناسی ارشد ، مزیت نسبی برنج تولیدی در استان مازندران را طی دوره زراعی 73-1372 با استفاده از معیار DRC مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصله بیانگر آن است كه از بین انواع مختلف، برنج‌های دانه بلند مرغوب
(82/0= DRC)، دانه بلند پرمحصول (83/0 =DRC ) ودانه‌متوسط‌مرغوب(85/0 = DRC) دارای DRC كمتر از یك بوده و واجد مزیت نسبی می‌باشند و برنج دانه كوتاه
(1/1 = DRC) دارای DRC‌ بزرگ‌تر از یك و فاقد مزیت نسبی شناخته شده است .
3- اسدی (1378) در پژوهشی ، ضمن بررسی جایگاه ایران در بین عمده ترین كشورهای تولید كننده پوشاك ، با استفاده از شاخص مزیت نسبی آشكار شده بالاسا ، به بررسی مزیت نسبی كشور در صادرات پوشاك پرداخته است . بر اساس نتایج تحقیق مذكور ، مقدار RCA طی سالهای 95-1991 به طور متوسط برابر با 26/0 محاسبه شده است كه نشان از عدم برخورداری كشور از مزیت نسبی در صادرات پوشاك دارد . همچنین وی با تخمین تابع تقاضای جهانی پوشاك ایران به تحلیل توان رقابتی كشور در صادرات این كالا پرداخته است . نتایج تحلیل وی نمایانگر آن است كه ایران با دارا بودن كشش قیمتی برابر با 2/1 ، از مزیت رقابتی پایینی به لحاظ صادرات پوشاك برخوردار است .
4- فرزبد و سلیمی فر (1379)در پژوهشی ضمن معرفی شاخص ها و روشهای مختلف تشخیص مزیت نسبی ، به بررسی برتری های نسبی استان خراسان از نظر دسترسی به منابع و امكان استفاده از آن در توسعه صادرات غیرنفتی كشور پرداخته اند . مطابق نتایج این تحقیق ، «نگرش درآمدی - ثبات» بیشترین ملاكهای مدنظر جهت تعیین مزیت نسبی صادراتی را در بر داشته است و اولویت بندی كالایی ارائه شده در خصوص كالاهای صادراتی استان خراسان بر اساس معیار مذكور ، می تواند در برنامه ریزی های تولیدی و صادراتی كوتاه مدت و بلند مدت مورد توجه برنامه ریزان و سیاستگزاران قرار گیرد . لیكن به منظور پوشش آنالیز هزینه تولید و ماهیت داخلی و خارجی بودن عوامل تولید ، شاخص هزینه منابع داخلی (DRC) نیز به منظور بررسی مزیت نسبی مورد استفاده قرار گرفته و نتایج محاسبات شاخص DRC برای كالاهای فرش ماشینی ، رب گوجه فرنگی ، پوست و سالامبور ، كنسرو ، آب میوه ، شكلات ، كیك ، بخاری گازی ، گچ ماشینی و كاشی ارائه شده است .
5- روئمر ، تیدریك و ویلیامز (1976) در مطالعات خود با عنوان ”انتخاب استراتژی صنعتی كشور تانزانیا“ ، شاخص نسبت ارزش افزوده به قیمتهای سایه ای عوامل تولید داخلی به ارزش افزوده به قیمتهای جهانی را به عنوان شاخص مزیت نسبی در نظر گرفته اند . بر این اساس شاخص كمتر از یك به عنوان نماد تولید كارا و وجود مزیت نسبی در اعمال سیاست جانشینی واردات تعریف شده است . نتایج محاسبه شاخص مذكور برای صنایع كشور تانزانیا ، نمایانگر آن بود كه این كشور در تولید محصولات چوبی ، كاغذ ، فراورده‌های پتروشیمی و كود پتروشیمی دارای مزیت نسبی بوده است .
6- كلاین (1987) در پژوهشی ، با استفاده از شاخص بهره‌وری نسبی نیروی كار در كشورهای صادر كننده پوشاك به امریكا ، مزیت نسبی این كشورها در صادرات پوشاك را مورد بررسی قرار داده است . بر اساس محاسبات وی ، در صورتی كه شاخص مذكور برای كشور امریكا برابر واحد فرض شود ، شاخص كشور آلمان 98/0 ، ایتالیا 12/1 ، انگلستان 29/1 ، ژاپن
88/0 ، هنگ كنگ 8/0 ، كره جنوبی 05/1 ، فیلیپین 6/0 وهندوستان83/0 می باشد و بدین ترتیب كشورهای انگلستان و ایتالیا از مزیت نسبی بالاتری در صادرات پوشاك به امریكا برخوردار بوده اند .
7- همیلتون (1990) در مطالعه‌ای كه با همكاری گروهی از كارشناسان بانك جهانی انجام داده است ، از شاخص مزیت نسبی آشكار شده بالاسا برای تعیین مزیت نسبی پنج كشور ژاپن ، هنگ كنگ ، كره ، تایوان و چین استفاده نموده است . نتایج حاصله بیانگر آنست كه با وجود برخورداری كشور ژاپن از مزیت نسبی در تولید و صادرات پوشاك ، لیكن مزیت نسبی این كشور از سال 1954 به بعد كاهش یافته است و كشورهای دیگر نیز بعد از یك دوره افزایش مزیت نسبی در دهه 1980 ، مزیت نسبی خود را به تدریج از دست داده اند .

7-1- فصل بندی و رئوس مطالعات تحقیق :
مجموعه مطالعات طرح تحقیقاتی حاضر با عنوان ”بررسی مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف ایران“، در قالب 5 فصل تدوین شده است. فصل اول تحقیق به تبیین ”كلیات“ پژوهش اشاره دارد. در این فصل ضمن بیان اهمیت تحقیق، فرضیات، اهداف و روش انجام (متدولـوژی) تحقیق ارائه شـده است.
فصل دوم تحقیق به بررسـی ”مبانی نظری اصل مزیت نسبی“ اختصــاص یافته است. در این فصل ضمن تشریح جایگاه تجارت بین الملل در استراتژیهای توسعه اقتصادی، تأثیر تجارت بین الملل بر رشد اقتصادی تبیین شده است. همچنین با بیان مبانی تئوریك تجارت بین الملل، به بررسی دیدگاههای مختلف نظریه پردازان علم اقتصاد درخصوص مزیت نسبی پرداخته شده است.
فصل سوم تحقیق به بررسی ”روش شناسی تعیین مزیت نسبی“ پرداخته است. در این فصـل طبقه بندی پنج‌گانه ای از معیارهـای كـاربردی مزیت نسبی شامل شاخص های مزیت نسبی آشكارشده، شاخص های مبتنی بر روش های اقتصادسنجی، روش برنامه ریزی خطی ، شاخص هـای طرف عرضـه و شاخص‌های طرف تقاضا ارائه شده است. همچنین با توجه به آنكه شناسایی و تحلیل نقش عوامل مؤثر بر مزیت نسبی در قالب فعالیت میدانی تحقیق مدنظر قرار داشته است ، مبانی نظری نمونه گیری و روش های تحلیل‌آماری مورد استفاده در تحقیق نیز در این فصل مورد اشاره قرار گرفته است .
فصل چهارم تحقیق به اندازه گیری مزیت نسبی صنعت فرش دستباف در كشور اختصاص یافته است. با توجه به آنكه مجموعه فرآیند صادرات یك كالا را می توان در قالب سه مرحله تولید، صدور و تقاضا تصویر نمود و در هریك از این مراحل، عوامل متعددی بر مزیت نسبی مؤثر واقع می گردد، لذا در این فصل از تحقیق، مزیت نسبی كشور در صنعت فرش دستباف به تفكیك مزیت نسبی در صادرات، مزیت نسبی رقابتی و مزیت نسبی در تولید مورد بررسی قرار گرفته است.
فصل پنجم تحقیق نیز به تبیین خلاصه نتایج و ارائه سیاستهای كاربردی اختصاص یافته است .

1-2- راهبرد های توسعه اقتصادی و جایگاه تجارت بین‌الملل:
هدف نهایی اقتصاد توسعه درك فرایندی است كه طی آن تعامل گسترش‌های كمّی منابع اقتصادی (نظیر منابع طبیعی، منابع انسانی، سرمایه و… ) با نهادهای مرتبط به یك نظام اجتماعی‌، موجبات رشد اقتصادی (افزایش تولید یا درآمد) را فراهم می‌آورد.
راهبرد توسعه اقتصادی شناسایی مجموعه سیاست‌های به كار گرفته شده جهت به حركت در آوردن اقتصاد ملی به جانب یك ساخت مطلوب است. بدین ترتیب روی آوردن به راهبردی خاص برای توسعه اقتصادی در كشورهای در حال توسعه ، یافتن روشی برای بهره‌مندی از مجموعه سیاست‌های هماهنگ اقتصادی جهت نیل به توسعه اقتصادی است و اینكه چرا بعضی از كشورها به تولید برخی از كالاها می‌پردازند‍ ، در حالی كه دیگران اقدام به تولید كالاهای دیگر می‌كنند متأثر از انتخاب همین راهبردها می‌باشد. در این میان راهبرد توسعه تجاری نیز به مجموعه تدابیر و تمهیداتی اطلاق می‌گردد كه سعی دارد بر ساختار تولید و تجارت كالا و خدمات تأثیر بگذارد و در یك دوره بلندمدت، به رشد مستمر اقتصادی كمك نماید و بدین منظور به روش‌های زیر می‌پردازد:
1- كاهش اختلال و رفع نقایص بازاری
2- تشویق جهت استفاده از فن‌آوری مدرن
3- توجه به رشته‌های خاصی از فعالیت كه جنبه مالی دارای اولویت هستند.
در صحنه رقابت بین‌المللی كمتر می‌توان كشوری را در جهان پیدا كرد كه به موفقیت‌هایی در زمینه توسعه اقتصادی رسیده باشد ولی فاقد نوعی راهبرد یا سیاست صنعتی از پیش تعیین شده باشد. در كشورهایی نظیر ژاپن، چین و كشورهای جنوب شرقی آسیا همواره راهبرد فعالی وجود داشته است كه در توسعه فعالیت‌های اقتصادی آن كشورها مؤثر و كارآمد بوده است.
داشتن راهبرد توسعه تجاری سبب می‌شود كه صنایع اولویت‌دار مشخص شده و مورد حمایت قرار گیرند و به طور مستمر مورد توجه و تشویق قرار گیرند. در این حالت، جایگاه نظام بانكی – اعتباری مالی – مالیاتی – گمركی مشخص شده و به صورت یك نظام هماهنگ و منسجم عمل خواهد كرد. در صورت فقدان راهبرد، سیاست‌های متضاد با وجود بار مالی هنگفت، همدیگر را خنثی كرده و سردرگمی ایجاد می‌كنند. در واقع داشتن یك راهبرد توسعه تجاری می‌تواند پاسخ بسیاری از سؤال‌های زیر باشد :
1- آیا باید واحدهایی رشد و توسعه یابند كه تراز بازرگانی كشور را مثبت كند، یا نیازهای اساسی مردم را پاسخ دهد، یا بیشترین اشتغال‌زایی را فراهم كند؟
2- آیا باید واحدهایی ایجاد كنیم كه برترین فن‌آوری روز دنیا را برای كشورمان به ارمغان آورد، یا بیشترین منافع را از منابع داخلی كشورمان كسب نماید؟
این راهبردها به دو گروه راهبردهای درون‌گرا و راهبردهای برون‌گرای توسعه اقتصادی تقسیم می‌شوند كه در ذیل به معرفی هر یك از آنها می‌پردازیم:
1-1-2) راهبردهای درون‌گرای توسعه اقتصادی:
راهبردهای درون‌نگر سیاست‌هایی هستند كه گام برداشتن در راه توسعه را با تأكید بر امكانات داخلی كشور تجویز می‌كنند. از جمله راهبردهای توسعه كه با نگاه به درون پیگیری می‌شود استراتژی جایگزینی واردات می‌باشد. جایگزینی واردات مرحله ای از صنعتی شدن است كه در پشت دیوارهای آهنین تعرفه، با كنترل تجارت خارجی اعمال می‌شود تا صنایع داخلی از رقابت خارجی مصون مانده و بتوانند به رشد خود ادامه دهند. به بیان دیگر این سیاست تشویق می‌كند كالاهایی كه ازخارج وارد می‌شوند، در داخل كشور تولید شوند و بدین ترتیب با توسعه صنایع داخلی، نرخ رشداقتصادی و سطح اشتغال افزایش یافته و در تراز پرداخت‌های بین‌المللی كشور تعادل لازم حاصل آید.
از جمله اقتصاددانان معروفی كه كشورهای در حال توسعه را تشویق به پیروی از سیاست جایگزینی واردات نموده‌اند، می‌توان به اقتصاددانانی نظیر “پربیش”، “نركس” و “میردال” اشاره نمود. آنها با اشاره به سابقه رابطه مبادلات بازرگانی بین كشورهای در حال توسعه و كشورهای صنعتی، نشان می‌دهند كه چگونه صدور مواد اولیه به قیمت ارزان و خرید كالاهای ساخته شده به قیمت گران، در گذشته موجب ازدیاد فقر و افزایش فاصله بین دو جهان فقیر و غنی شده است. به بیان هیرشمن علت اتخاذ راهبرد جایگزینی واردات مواردی نظیر بحران‌های بین‌المللی، بهبود تراز پرداخت‌ها و افزایش درآمدهای ناشی از صدور مواد خام است.

لینک کمکی