بررسی روش های مقابله با تهاجم فرهنگی

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

توجه : این فایل به صورت فایل ورد (Word) ارائه میگردد و قابل تغییر می باشد


 بررسی روش های مقابله با تهاجم فرهنگی دارای 47 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی روش های مقابله با تهاجم فرهنگی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

تهاجم فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن
پیشگفتار:
فرهنگ از مقولات سهل و ممتنع است که هم می توان برخورد سطحی و صوری با آن کرد و هم می توان به ذات معنایی و لایه های تو در تو، پیچیده و ظریف آن نظر افکند. هم می توان به مثابه یک ناظر صرف، از بیرون به آن نگریست و درباره آن به داوری نشست و هم می توان به عنوان یک ناظر بازیگر بهاعماق و لایه های درونی آن دست یافت. اگر فرهنگ را " معرفت مشترک"  تعریف کنیم و لایه های آن را از عمیق ترین تا سطحی ترین لایه به ترتیب جهان بینی، ارزش، هنجار، نماد ، تکنولوژی مادی (مهارت به کارگیری و ساخت اشیاء ) و تکنولوژی اجتماعی (مدیریت و سازماندهی اجتماعی) بدانیم، به طور قطع ، فهم و درک عمیق لایه های گوناگون فرهنگ، روش شناسی متناظر و متناسب با خود را می طلبد و این امر مستلزم شناخت پارادایم های شناخت شناسی، مفروضات هستی شنانختی آنها و اطلاع از توانمندی تکنیک های هر کدام از این روش شناسی هاست.
با هر پارادایم و تکنیکی نمی توان به لایه های زیرین فرهنگ، به ویژه در سطوح جهان بینی و ارزش ها دست یافت مقاله فرهنگ شناسی، ضمن مرور بر تعاریف مختلف فرهنگ (عمومی) و ارائه تعریف پیشنهادی به بحث در مورد نحله های گوناگون شناخت شناسی و ملزومات هستی شناختی و تناسب آنها برای مطالعه فرهنگ می پردازد.
بدون تردید توجه به فرهنگ و هویت فرهنگی و تاریخی به عنوان عمیق ترین لایه نظام اجتماعی در تحولات و دگرگونی های اجتماعی و سیاستگذاری ها و رفتارهای اجتماعی لازمه پویایی و بقاء یک نظام اجتماعی است. تاریخ یکصد ساله ایران گواهی است روش بر اهمیت فرهنگ و هویت دینی و تأثیر آن بر میزان موفقیت سیاست های اقتصادی، فرهنگی و حتی برنامه های سیاسی هر زمان بیگانه با فرهنگ و هویت ایم مرز وبوم بوده ایم ، حاصلی جز ناکامی و شکست نداشته ایم. همان گونه که اشاره شد دست یابی به حاق و ذات بنیادین فرهنگ نیز کاری سهل الوصول نبوده و نیازمند روش شناسی مناسب و تحقیقات  بنیادین و گسترده است.
مقاله تاملی بر نقش نهادهای مردمی در همبستگی اجتماعی، ضمن ریشه یابی یکی  از مؤلفه های فرهنگ، یعنی هنجارها و نهادهای اجتماعی و مرور بر کارکردها و تنوع آنها به نقش تعیین کننده آنها در ایجاد همبستگی اجتماعی و تحکیم هویت اجتماعی در سطوح مختلف می پردازد. تعامل و تعاطی فرهنگ . جامعه و ارتباطات فرافرهنگی و فراجامعه ای یکی دیگر از محورهای این مقاله است که ناظر به تغییر و تحول نهادهای اجتماعی و معنادار بودن این تغییر و تحول برای گروه ها و اقشار مختلف است.
این مقاله ضمن پرداختن به تعریف خرده فرهنگها و عوامل پیدایی و تنوع آنها، عامل انسانی دست یابی به وفاق اجتماعی و پایدار را در توجه به حق اجتماعیو مشارکت توسط سیاستگذاران و دولتمردان می داند. این مقاله با توجه به فرآیند تمایز یافتگی در جامعه ، شکل گیری خرده فرهنگ ها را امری اجتناب ناپذیر می داند و رویش و تقویت آنها به ویژه  در بعد انجمنی و مدنی با عنایت به فرآیند انسجام و وحدت نمادین در جامعه را توصیه می کند.

مقدمه :
واقع آن است که فرهنگ عمومی یکی از پر رمز و رازترین مفاهیم است و اگربتوان مفهوم سهل و ممتنع را برای پدیده ای انسانی به کار گرفت ، عمده ترین مصداق آن فرهنگ عمومی یا در کل، فرهنگ است که هم می شود برخورد روزمره ای و ساده با آن کرد و هم می توان حق مطلب را در خصوص آن ادا کرد و سعی کرد با توجه به لایه های تو در تو، پنهانی و عمیق فرهنگ، به کنه و اعماق آن پی برد . دست یابی به اعماق فرهنگ نیز با کارهای تحقیقاتی روزمره، امکانپذیر نیست. با پر کردن چند پرسشنامه و پرسش چند سئوال از مردم که در واقع وجه سطحی و رویینی از رفتار آنها را می سنجد، به هیچ وجه نمی توان به لایه های عمیق فرهنگ عمومی پی برد و اگر می خواهیم برنامه ریزی فرهنگی درخدمت اهداف متعالی جامعه داشته باشیم، بدون شناخت این لایه ها، امکان پذیر نیست.
سال هاست که درسیاست های فرهنگی کشور به ندرت شاهد نگاه کیفی و عمیق به فرهنگ هستیم و همواره نگاه غالب، نگاه کمی به فرهنگ بوده است. در هشت سال گذشته تحت عنوان توسعه فرهنگی و فرهنگ توسعه سعی کرده اند تا از بالا و از بیرون به فرهنگ نگاه کنند و برخلاف دهه اول انقلاب، آن را عقب مانده و ضد توسعه جلوه دهند. حال آنکه فرهنگ از درون باید مطالعه شود. باید در نگاه مردم، در تعبیر و تفسیر مردم، در فهم مردم و در نحوه استدلال مردم شریک بود و این امکان ندارد جز با ممارست های طولانی تاریخی و انتخاب روش های مطالعه مناسب .

مفهوم تهاجم فرهنگی :
تهاجم فرهنگی عبارت است از تلاش برنامه ریزی شده و سازمان یافته تمام یا بخشی از یک یا چند گروه اجتماعی- فرهنگی یا ملت یا جامعه یا تمدن و یا دولت. برای تحصیل مبانی و اصول اجتماعی، باورها، ارزش ها، اخلاقیات و رفتارهای مورد نظر خویش بر سایر گروهها و جوامع و ارائه اطلاعات انبوه به ملت ها و تغییر در نظام و ارزش هایشان به طوری که تصمیم گیری ها در کشور مورد تهاجم ، منجر به تامین سیاسی و اقتصادی و ... کشورهایی بشود که از این حربه استفاده می کنند.
هدف از تهاجم فرهنگی، کنترل فرایند تصمیم گیری و شیوه اطلاع رسانی و تغییر در نظام ارزش هاست که منجر به استیلای سیاسی و اقتصادی آنها می شود . بدین ترتیب که «مهاجم فرهنگی» سعی می کند با استفاده از برتری اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و فن آوری به  مبانی اندیشه و رفتار یک ملت هجوم آورده و با تهدید، تضعیف، تحریف و احیاناً  نفی و طرد آنها، زمینه حاکمیت اندیشه، ارزش ها، و رفتارهای مطلوب خویش را فراهم آورد. اساسا کالاهای فرهنگی این گروه، دو دسته است که یکی مصرف داخلی دارد و دیگری کالاهای صادراتی است که پوچ گرایی و فساد را رواج می دهد و در واقع در اثر تهاجم  این نوع اخیر از کالاها در کشورهای مقصد، فرهنگ مهاجم در این کشورها راه می یابد برای مثال می توان به ویژگی اخلاق کار اشاره نمود که هیچ گاه به کشورهای مورد تهاجم  منتقل نشده است. این ترویج از طریق زور نیست بلکه با بهره گیری از قوانین  بازتابهای شرطی  است که انسان بر طبق آن به محرک های خارجی پاسخ می دهد.
بنابراین، تهاجم فرهنگی به مفهوم نفی هویت فرهنگی و ملی کشور مورد هجوم ، برای برقرار کردن سلط? فکری و فرهنگی از طریق تغییر باورها، رفتارها، روش ها و آداب و رسوم زندگی فردی و اجتماعی آن ملت، منطبق با الگوریتم های فرهنگ مهاجم خواهد بود.
خرده فرهنگ ها
در درون هر فرهنگ الگوهای متنوعی قابل مشاهده است که جامعه و شناختی به آنها «خرده فرهنگ» می گوید. خرده فرهنگ، فرهنگ بخشی از جامعه است که در عین اینکه با فرهنگ کل جامعه پیوند دارد، دارای  ویژگی های منحصر به خود نیز می باشد. تنوع خرده فرهنگ ها که گاه توام با تعارض با یکدیگر نیز هست می تواند زمینه ساز تهاجم فرهنگی باشد. اگر تمدن و مدنیت پذیری را مجموعه ای از اندوخته های معنوی و مادی جامعه بدانیم خرده فرهنگ ها  بخشی از مدنیت و تمدن جامعه را شامل می شوند که اسباب گسست  فرهنگی را فراهم می آورند .
ویژگی های تهاجم فرهنگی در جامعه دارای دو بعد سخت افزاری یا ساختاری  (اسباب تهاجم فرهنگی) و بعد کارکردی (شامل زمینه های بروز تهاجم فرهنگی) است. بعد کارکردی دارای دو بخش است که بخش  دوم آن نیز به شرح زیر دارای تقسیماتی است:
1- خانواده
2- جامعه
1-2- کودکان (دختران ، پسران)
2-2- نوجوانان (دختران ، پسران)
3-2 – جوانان (دختران، پسران)
4-2- جامعه زنان (مادران)
5-2- جامعه مردان (پدران)
هر یک از این زیر گروهها دارای خرده فرهنگ هایی هستند که عموما در تعارض با یکدیگر عمل می کنند. حوزه تأثیر پذیری تهاجم فرهنگی از طریق خرده فرهنگ ها را می توان در عدم دستیابی به عزم و وحدت ملی بازشناخت.
تهاجم و تبادل فرهنگی
فرهنگ در وجه پویایی و خلاقیت، کارکردهای متفاوتی دارد. تبادل و تعامل فرهنگی از جمله این کارکردهاست. آنچه ما تهاجم فرهنگی می خوانیم، وجهی خاص از کارکردویژه یک فرهنگ در برابر فرهنگ دیگر است، وجهی که در آن فرهنگ مهاجم با تلاش برای تسلط بر فرهنگ مورد تهاجم، فرایند دو سویه تعامل را به کشمکش مخرب بدل می کند. کارکرد این فرایند به لحاظ تبیین یکی از ویژگی های مهم فرهنگ ها، یعنی تبادل و تعامل بهتر شایان درک خواهد بود.
- تبادل فرهنگی، آموختن و فراگرفتن انتخابی  پاره ای از اندیشه ها و رفتارها از فرهنگ های دیگر به وسیله عموم از افراد یک جامعه است.
- در تبادل فرهنگی ، هدف بارور کردن و کامل نمودن فرهنگ ملی است، ولی هدف تهاجم فرهنگی، تسلط بر فرهنگ دیگر و خود باخته و دنباله رو نمودن آن و احیانا از بین بردن فرهنگ دیگر است.
-تبادل فرهنگی،  با آگاهی و اراده است، ولی تهاجم فرهنگی با تحمیل خود آگاهانه یا ناخودآگاهانه انجام می شود.
- در تبادل فرهنگی، فرهنگ ها گیرند? عناصر مطلوب فرهنگی یگدیگرند، اما در تهاجم فرهنگی، فرهنگ مهاجم، هنجارها، باورها و ارزش های خود را که در فرهنگ مورد تهاجم نامطلوبند بر فرهنگ مورد تهاجم تحمیل می کند.
- تبادل فرهنگی، با اتکا به نقاط قوت فرهنگ ها انجام می شود، اما تهاجم فرهنگی با اتکا به نقاط ضعف مورد تهاجم و نقاط قوت فرهنگی مهاجم به وقوع می پیوندد.
در زمینه  شناسایی مرز میان تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی، چگونگی انتخاب و تعیین، اصول زیر، نقش محوری دارد:
1- اصل گزینش
این سئوال از دیر باز فرا روی اندیشمندان غیر غربی بوده است که در برابر فرهنگ های بیگانه چه موضعی باید اتخاذ کرد؟ گروهی که شیفت? فرهنگ جدید اروپایی بوده اند، حتی بعضاً با نیت خدمت به مردم و کشور خویش، تسلیم بی چون و چرا و استحاله کامل در فرهنگ غربی را توصیه کرده اند و گروه دیگر، خزیدن به کنج انزوا و محبوس نمودن خود در حصار جزمیت را توصیه نموده اند. اما راه صحیح آن است که آنچه مفید  و مثبت است را به فرهنگ خودی جذب کرد و در عین حال از آفات و ناهنجاری های فرهنگ های دیگر پرهیز نمود. تشخیص خوبها و بدها نیز ، باید بر اساس معیارهای ارزشی فرهنگ خودی سنجیده شود. البته آنچه در فرهنگ خودی قابل ذکر است اینکه در فرهنگ خودی نیز می تواند ارزش های منحطی وجود داشته باشد. رژیم قبل نیز از طریق برخی اقدامات ظاهری و مضحک سعی داشت  نشان دهد که حافظ  فرهنگ خودی است.
2- اصل تحصیل و جذب
گزینش ویژگی های مثبت فرهنگ های دیگر، به تنهایی نمی تواند نقشی موثر در بالندگی و رشد فرهنگ ایفاد کند. از طرف دیگر، اتکای صرف به گزینش مزبور، فرهنگ را آسیب پذیر خواهد ساخت. پس از گزینش یک جزء فرهنگ دیگر باید آن جزء تجزیه و تحلیل و سپس  سنخیت آن با فرهنگ خودی سنجیده شود تا بتوانند در مجموعه فرهنگ خودی ثبوت و قرار یابد.
3- اصل تولید فرهنگی
سومین اصل در نظریه تعامل فرهنگی، تولید فرهنگی است. یعنی فرهنگی بالنده است که علاوه بر پاسخگویی به سئوالات موجود سئوال ساز نیز می باشد. در این مقام ، فرهنگ از حالت «واکنشی» صرف خارج و به جایگاه «کنشی» صعود می کند.
با توجه به سه اصل فوق در تعامل فرهنگی، در می یابیم که تعامل گزینش حذف یا تسلیم در برابر فرهنگ بیگانه نیست بلکه فرایندی است که در آن فرهنگ خودی با توجه به غنای درونی خویش و با در نظر داشتن نیازهای خود، جزئی از فرهنگ بیگانه را گزینش و تحلیل کند و آن را در قالب یک باز تولید فرهنگی همگون و هم سنخ با ماهیت خود به کار گیرد. اما اگر هر یک از این سه اصل و یا جملگی از جریان تعامل خارج شوند و قدرت فرهنگی فرهنگ بیگانه در این داد و ستد ، اعمال و حاکم شود، پدیده ای شکل می گیرد که آن را «تهاجم فرهنگی» می نامیم.
فرهنگ مهاجم، فرصت گزینش ، شناخت و تجزیه و تحلیل مواد تشکیل دهند? خود (ارزش ها، مبانی ، معیارها و ...) را به فرهنگ مورد تهاجم نمی دهد، بلکه با برخورداری از قدرت  تهاجمی خود، ارزش ها و معیارهایی را بر آن تحمیل می کند که گاه حتی در حیطه سرزمین خودش نیز فاقد مطلوبیت و مشروعیت است.
تعامل فرهنگی ، عاملی در جهت رشد شکوفایی و غنی شدن فرهنگ هاست . ولی هجوم فرهنگی ، ارزش ها و معیارهای مذهبی و ملی فرهنگ  مورد هجوم را از ساخت آن زدوده و یا تضعیف می کند  و فرهنگی با ارزش های مغایر و متضاد با گذشته جانشین می سازد .
هدف هجوم فرهنگی، کمرنگ کردن و در صورت امکان، هدم ونابودی باورها و ارزش های فرهنگی و جانشینی ارزش های مورد نظر خویش است . در حالی که تعامل فرهنگی غنای فرهنگ های متعامل را افزایش میدهد و با آشنا نمودن  فرهنگ ها با یکدیگر ، افق های دید آنها را وسعت می بخشد و آنها را رساتر می سازد. تهاجم فرهنگی با انگیزه  ایجاد دگرگونی های مطلوب در بخش های اساسی فرهنگ مورد تهاجم و شناختها، باورها، ارزش ها، گرایشها،رفتارها و کردارها) صورت می گیرد.
بنابراین وقتی که فرهنگی از وجه تعامل با فرهنگ های دیگر خارج شود و از راههای اعمال قدرت، چون غالبیت سیاسی یا اقتصادی و در نهایت با قدرت فرهنگی سعی در تحمیل ارزش های خود به فرهنگ دیگر نماید کارکرد فرهنگ غالب را«تهاجم فرهنگی» نامند. هدف تهاجم ، ترویج بخشی منحط و غیرکارآمد از فرهنگ است. اگر مصداق یک تهاجم استیلای فرهنگی برتر بر فرهنگی منحط باشد پسندیده است مانند انچه درصدر اسلام مسلمین انجام دادند .

مراحل و ابعاد تهاجم فرهنگی 
1-    شناخت ملت ها
طبیعی است که نفوذ در هر جامعه و بهره برداری بیشتر و بهتر از آن و تربیت هر ملت به صورت دلخواه مستلزم شناخت زبان، تاریخ و جغرافیا، آداب و رسوم آن جامعه و آگاهی از روحیات و خصلت ها و باورها و اعتقادات آن ملت است. از این رو کشورهای سلطه گر برای پیشبرد اهداف خود مجبورند وضع گذشته و حال جوامع مورد نظر را مطالعه کنند و در این راه از علوم گوناگون به خصوص علوم اجتماعی و جامعه شناسی بهره جویند.
مهاجمان فرهنگی به تجربه دریافته اند که برای گشودن زمینه تسلط بر ملت ها باید در وهله اول فرهنگ آن جوامع را مطالعه کنند و شناخت جامعه شناسانه و روان شناسانه قوی  از مردم آنها بدست آورند. این ویژگی تهاجم، اصلی ترین شناسه توسعه طلبی و فرهنگ ستیزی نظام سرمایه داری است که در راس مهاجمین به فرهنگ سایر ملل ، فعال است .
2- بی هویت کردن و از خود بیگانه ساختن ملت ها
برای اینکه ملت ها وابستگی به فرهنگ سرمایه داری را بپذیرند و تقلید و پیروی از الگوهای آن را از ضروریات اجتناب ناپذیر زندگی خود بدانند، لازم است که احساس کنند خود چیزی ندارند و یا آنچه دارند، بی ارزش و غیر مفید است. این خود کم بینی و احساس نیاز سبب می شود دست نیاز به سوی دنیای سرمایه داری دراز کنند و برای جبران عقب ماندگی و رسیدن به قافله تمدن فرهنگ سفارشی آنها را بپذیرند ؛ لذا برای ایجاد آن احساس نیاز  نظام سرمایه داری اقدام به بی اعتبار ساختن فرهنگ بومی و از خود بیگانه ساختن ملت ها می کند و برای دستیابی به این هدف از راهها و ابزارهای گوناگونی بهره می گیرد، که مهم ترین آنها به قرار زیر است:
1-2- تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی:
رفتار انسان محصول اندیشه و بینش اوست که مجموعه جهان بینی، رفتار و انکار انسان را شکل می دهد. در جامعه اسلامی هر فرد مسلمان بر اساس جهان بینی و اعتقادات و باورهای مذهبی خویش رفتار می کند و مهاجم فرهنگی درصدد است این باورها را تضعیف و تخریب نماید.
2-2- بی ارزش ساختن ارزش های اخلاقی و ترغیب به رها شدن از قیود
مهاجمان فرهنگی از راه طرح و ترویج اندیشه ها و نظریاتی که مبانی و ریشه ارزش ها و اخلاق را می سوزاند، مانند دنیا گرایی، رفاه طلبی و مصرف گرایی، آزادی بی قید و نسبی بودن ارزش های اخلاقی که معمولا با ابزار هنری و ادبی انجام می گیرد و همچنین با گسترش فساد و فحشا از طریق تئاتر، سینما، تلویزیون، ماهواره و مجلات و نظایر آن ، تلاش کرده اند تا عملا اخلاق را  از جوامع بزدایند.
3-2- تحقیر و تحریف تاریخ
فرهنگ هر جامعه ریشه در تاریخ آن جامعه دارد و تاریخ هر ملت، شناسنامه و حافظ هویت و اصالت آن است. از این رو، سلطه گران برای به اجرا درآوردن مقاصد خود و تجمیل فرهنگ دلخواه خویش، دست به تحقیر و تخریب تاریخ ملت ها می زنند در این راستا تا جایی که بتوانند، این ملت ها را بی تمدن و تاریخ و خود را دارای تمدن باستانی و با سوابقی روشن معرفی   می کنند. در حالی که مردم جوامع از تاریخ خود بی خبر و یا به آن بی توجه اند. آموزش تاریخ خود را برای آنان ضروری و مهم جلوه می دهند و چنین القا می کنند که چون تاریخ آنها اهمیتی ندارد و در تمدن و پیشرفت نقشی نداشته است شایسته نیست مورد مطالعه و آموزش قرار گیرد. به هیمن علت کودکان و نوجوانان جوامع تحت سلطه تاریخ و قهرمانان کشورهای سلطه گر را به خوبی می شناسند ولی از تاریخ و نقطه های عطف  تاریخی شان ودانشمندان و قهرمانان جامعه خود اطلاعی ندارند و اگر هم اطلاعی داشته باشند نادرست و نا منظم است. سلطه طلبان اگر دریافتند که تاریخ ملتی به قدری پرآوازه است که نمی توانند آن را از مردمش بستانند، دست به تحریف تاریخ آن ملت می زنند و بخش های کم اهمیت آن را مهم و با عظمت نشان می دهند تا از قسمت های مهم و اصل تاریخ خود غافل بمانند.
4-2- تخریب و نفی هویت ملی
پیوندهای ملی و بومی سبب پایداری جامعه و ایجاد هویت واحد می شوند. بی هویت جلوه دادن اقدام و یا ایجاد تفرقه های فرهنگی- زبانی، موجب گسستگی پیوندهای اجتماعی را فراهم می آورد و هویت ملی و فرهنگی را خدشه دار می سازد. دشمنان سعی می کنند به روش های گوناگون این ویژگی ها را از هم متمایز و در مقابل یکدیگر قرار دهند. یکی از ترفندهای قدیمی مهاجمان در سده های اخیر ایجاد تفرقه های قومی قبیله ای و مذهبی است. آنان با ایجاد و تقویت جریان های انحرافی و نیز حمایت از تشکل های وابسته در زمینه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی سعی در بر هم زدن وحدت و یکپارچگی جامعه دارند.

5-2- تخریب الگوها و اسوه های خودی:
انسان ها و به ویژه جوانان برا ی تنظیم  چگونگی حیات فردی و اجتماعی نیازمند الگو هستند. الگوها هر چه بیشتر با فرهنگ خودی سازگار باشند، رفتار اجتماعی جامعه از هم سویی و هماهنگی بیشتری برخوردار خواهد شد. مهاجمان فرهنگی با درک این نیاز، سعی در تخریب الگوهای مذهبی و ملی دارند و تلاش می کنند با استفاده از امکانات و ابزارهای تبلیغی نظیر فیلم های تلویزیونی و سینمایی، برنامه های ماهواره ای کتب و مجلات و نشریات و حتی تبلیغات تجاری و اقتصادی، الگوهای منطبق با فرهنگ خویش را بسازند و در بین گروههای مختلف جامعه رواج دهند. تاریخ جوامع اسلامی به ویژه جامعه شیمی ایران مملو از شخصیت های علمی، اجتماعی ومبارزاتی است که هر یک به نوبه خود می توانند الگوهای سازنده ای برای جامعه باشند الگو پذیری بعضی از جوانان از نوع و طرح لباس آرایش مو، رفتارهای اجتماعی لوازم مصرفی بیگانگان  و غیره نمونه ای از هجوم فرهنگی بیگانه است.

6-2- ترویج خط و زبان بیگانه
خط و زبان، دو نمود از هویت ملی هر جامعه و عامل  پیوند اجتماعی به شمار می روند. از طریق این دو وسیله ارتباطی، پیامها مبادله می شوند و مواریث فرهنگی از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابند. خط و زبان فارسی که خود یکی از مفاخر ادب بشری است، طی قرون متمادی و بیش از هزار سال با فرهنگ اسلامی درآمیخته  و هویت اسلامی- ایرانی یافته است. مهاجمان فرهنگی سعی در بی اعتبار کردن این میراث گرانبها دارند و در صدد ترویج خط و زبان خویش هستند. از این رو تلاشی که در بعضی از کشورهای منطقه به منظور محو آثارفارسی از زبان های بومی صورت می گیرد، در همین زمینه است. حذف واژه های عرب و تزریق واژه های انگلیسی و فرانسوی به زبان فارسی در زمان گذشته را نباید اتفاقی تلقی کرد. متاسفانه کماکان عده ای سعی دارند با استفاده از واژه ها اصطلاحات بیگانه در گفتگو ها  مکتوبات، دانسته یا ندانسته این ترفند دشمن را رواج می دهند. در کنار این خطر ، باید به این مسئله وقوف داشت که در دنیای معاصر زبان انگلیسی یک زبان علمی است.
7-2- تحقیر استعداد و توان مردم
اگر مردم نیرو و استعدادهای خدادادی خود را بشناسند و باور کنند، دیگر دست نیاز به سوی بیگانه دراز نخواهند کرد. دشمنان برا ی این که این دست همیشه دراز بماند و این احساس نیاز تداوم یابد توانایی ها و استعدادهای مردم و به ویژه جوانان را تحقیر و در بسیاری موارد سرکوب می کنند
8-2- تعارض علم و دین
مهاجمان فرهنگی برای القای شبهات عقیدتی، بزرگ نمایی مشکلات فکری ، غافل نمودن از مبانی استدلالی و منطقی، ترویج سطحی نگری از یک سو و تحجر گرایی از سوی دیگر و در نتیجه آسیب پذیری عقیدتی و جز آن ، در تلاشند تا ارزش تعالیم وباورهای اسلامی را خدشه دار سازند و تعلیمات آن را در پاسخگویی به نیازهای فکری – فرهنگی جدید نسل جوان در عصر حاضر ناتوان جلوه دهند.
9-2- ناکارآمد نشان دادن دین:
یکی از شبهات عقیدتی، مطرح کردن مسئله ناکارآمد بودن دین در امر حکومت است، که شبهه ای قدیمی و نشات گرفته از تفکر جدایی دین از سیاست است . حال آن که در مکتب اسلام دین و دولت، دنیا و آخرت ، همانند عقل و دین ملازم و قرین اند. ملازمتی که در تفکر غربی انکار شده است...

 

فهرست منابع :
-    آصفی ، محمد مهدی. ترجمه تقی متقی. دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب، قم : دفتر تبلیغات اسلامی 1380
-    افروغ، عماد ، فرهنگ شناسی و حقوق شناسی تهران : فرهنگ و دانش 1380
-    سایت نمایه 2000 ، تهاجم فرهنگی و راهکارهای مبارزه با آن
-    سایت نمایه 2000 ، تهاجم فرهنگی. سیاستهای مقابله با تهاجم فرهنگی
-    نشریه فرهنگ عمومی. شماره 26 . نمایه 124 ، بازیابی 761
-    یونسکو، فرهنگ و توسعه، ترجمه نعمت ا... فاضلی و محمد فاضلی.
تهران: وزارت فرهنگ ارشاد  اسلامی 1376  .
-    صدا و سیما

لینک کمکی